( 7 )
( هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ )
: ( آنان كسانى هستند كه مىگويند : به اطرافيان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم انفاق نكنيد تا از پيرامون او پراكنده شوند ، در حالى كه گنجينههاى آسمان و زمين از آن خداست ولى منافقان نمىفهمند )
مىفرمايد منافقان دو رو همان كسانى هستند كه به مردم سفارش مىكنند : مال خودتان را به مؤمنين فقير ملازم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم انفاق نكنيد ، تا بدليل فقر و گرسنگى و شدّت دست از يارى او بردارند و از گرد او پراكنده شوند ، آنوقت تسلّط او زايل مىشود و ديگر نمىتواند بر ما حكومت كند ، سپس در پاسخ ايشان مىفرمايد : تمام گنجينههاى آسمان و زمين متعلّق به خداست و او براى يارى دين خود احتياجى به انفاق اين منافقان ندارد ، و اگر بخواهد مىتواند مؤمنين فقير را بىنياز كند ، امّا خداوند اراده كرده تا آنها را امتحان كند و ايشان را از بابت صبر بر فقر و تنگدستى پاداش و ثواب دهد ، ولى اين منافقان وجه و حكمت اين مطلب را نمىدانند يا نمىدانند « 1 » كه خود آنها هم از خزائن الهى ارتزاق مىشوند و غير خدا رازقى نيست .
( 8 )
( يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ )
: ( مىگويند : اگر به مدينه مراجعت كرديم ، البته بايد صاحبان عزّت و ثروت ، مسلمانان ذليل و فقير را از شهر بيرون كنند ، در حالى كه عزّت به تمامه مخصوص خدا و رسول و اهل ايمان است ولى منافقان نمىدانند )
گويندهء اين سخن عبد اللّه بن ابى بن سلول بوده كه در گفتار خود همفكرانش را نيز شريك نموده و مقصودش از ( اعزّ ) خودش بوده و منظورش از ( اذلّ ) رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم بوده است و در واقع با اين سخن خود مىخواسته رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را تهديد كند به اينكه بعد از مراجعت به مدينه ، آن حضرت را از مدينه اخراج خواهد كرد ، خداوند در پاسخ او مىفرمايد : منافقين نمىدانند كه عزّت فقط مخصوص خدا و رسول و مؤمنين راستين است ، پس چيزى جز ذلّت و جهالت براى آنها نمىماند ( لذا عزّت همانطور كه از خدا و
هامش
( 1 ) . مطابق تفسير مراغى جلد 28 .