باطن مانند چوبى هستند كه به چه چيزى تكيه داشته باشد و اشباحى متحرّكند كه هيچ فهم و درك و ايمانى ندارند و به جهت كفر باطنى كه دارند ، همواره در ترس و دلهره هستند كه مبادا باطنشان آشكار شود و لذا هر سر و صدايى كه بر پا شود آن را بر عليه خود مىپندارند ، آنگاه پس از بيان اوصاف ايشان و مذّمت اعمالشان مىفرمايد : آنها در عداوت با شما مسلمين در حدّ كمالند ، چون بدترين دشمن كسى است كه انسان او را دوست خود بپندارد ، سپس در مقام نفرين مىفرمايد : خدايشان بكشد ، چقدر با مكر و فريب و دروغ از راه حقّ منحرف مىشوند ! و اين نفرين لعن و طرد دنيوى را در مورد آنها مقرّر و ثابت كرده است « 1 » .
( 5 )
( وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ )
: ( و وقتى كه به ايشان گفته شود ، بياييد تا رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم برايتان از خداوند آمرزش طلبد ، سر مىپيچند و آنها را مىبينى كه با تكبّر و نخوت روى مىگردانند )
( تلويه ) به معناى ميل و انحراف است .
مىفرمايد : وقتى به منافقين كه فسق يا خيانتى از ايشان برملا شده گفته مىشود بياييد تا رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم براى شما از خدا طلب آمرزش كند ، از روى اعراض و استكبار سرهاى خود را بر مىگردانند و تو آنها را مىبينى كه از پيشنهاد كننده روى گردانيده و از اجابت او استكبار مىورزند .
( 6 )
( سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ )
: ( فرقى برايشان نمىكند چه تو برايشان استغفار كنى و چه نكنى ، خدا هرگز آنها را نمىبخشد ، بدرستى كه خدا گروه فاسقين را هدايت نمىكند )
آيه شريفه مىخواهد به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم تفهيم نمايد كه استغفار تو سودى به حال منافقان ندارد و خدا هرگز ايشان را نمىآمرزد ، چون آمرزش خود ، نوعى هدايت به سوى سعادت و بهشت است و منافقين فاسقند و از روش بندگى خارج شدهاند و خدا هم هرگز فاسقان را هدايت نمىكند .
هامش
( 1 ) . مطابق تفسير روح المعانى جلد 28 .