كنند ، ايشان بد عملى مرتكب مىشوند )
يعنى منافقان اين سوگندها و ادّعاهاى دروغين را سپر حفظ جان خود قرار دادهاند و ظاهرا خود را مسلمان نشان مىدهند تا خون و مالشان محترم باشد ، امّا از دين رويگردان هستند و قصدشان اين است كه مردم را هم از راه دين منصرف كنند ، و حقيقتا اعمال بسيار بدى مرتكب مىشوند ، و اين جمله در حكم تقبيح اعمال آنهاست .
( 3 )
( ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ )
: ( اين به جهت آنست كه اينها ايمان آوردند و سپس كافر شدند ، خدا هم بر دلهايشان مهر نهاد تا هيچ چيز نفهمند )
يعنى اين اعمال زشت و سوگندهاى دروغين و سدّ راه خدا و . . . همه به جهت آنست كه اينها با زبانشان اقرار به ايمان كردند و ( لا إله الا اللّه ) گفتند و سپس در باطن كافر شدند و يا حتّى عدّهاى از ايشان ابتداء حقيقتا ايمان آوردند ، امّا پس از چندى مرتدّ شدند ولى اين ارتداد خود را پنهان كرده و ملحق به منافقان گشتند .
در نتيجه خداوند به جهت مجازات ، بر دلهايشان مهر زد و ديگر آنها توان درك و دريافت حق و حقيقت را ندارند و براى هميشه مأيوس از ايمان و محروم از حقّ هستند .
( 4 )
( وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ )
: ( و وقتى كه ظاهر آن منافقان را مشاهده كنى تو را به شگفت مىآورند و اگر سخن گويند : به سخنانشان گوش فرا مىدهى ، ولى در باطن مانند چوب خشكى بر ديوارند و هر صدايى بشنوند ، آن را بر عليه خود مىپندارند ، اى رسول آنها دشمن هستند ، پس از ايشان حذر كن ، خدايشان بكشد ، چقدر به مكر و دروغ از حقّ منحرف مىشوند )
خطاب در اين آيه با رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و همهء مؤمنانى است كه شأنيّت ديدن و شنيدن داشته باشند و مىخواهد بفرمايد ، ظاهر منافقان عوام فريب است و بدنى آراسته دارند ، بطوريكه همه ظاهر آنها را مىپسندند و با زبان چرب و نرم خود آنچنان زبان بازى و حرّافى مىكنند كه همه كس از گفتارشان لذّت مىبرد و به آن گوش مىسپارد ، امّا در