نوشته شود و به صورت كتاب در آيد و آن كتب « 1 » ، عبارتند از ( كتاب نوح ، كتاب ابراهيم ، تورات ، انجيل و قرآن ) كه اين كتابها مشتمل بر معارف دينى و عقايد حقّه و شرايع بودهاند ، در ادامه مىفرمايد ما ميزان را همراه ايشان نازل كرديم ، بيشتر مفسرّين ميزان را به معناى ترازوى معمولى دانستهاند كه خداوند اراده كرده بوسيلهء آن مردم را به عدالت در معاملات عادت دهد ، امّا به نظر ما ( و حال آنكه خدا داناتر است ) ، مراد از ميزان ، دين است ، چون دين چيزيست كه عقايد و اعمال اشخاص با آن سنجيده مىشود و بعضى از مفسّران نيز ميزان را به عقل تفسير نمودهاند .
به هر جهت غرض از انزال كتاب و ميزان اين بوده كه مردم به عدل آموخته شوند و به آن خو بگيرند ، در ادامه مىفرمايد : ما آهن را نازل كرديم ، يعنى آن را از خزائن غيب و از مرحلهء عدم به ظهور رسانديم ، همچنانكه قبلا در تفسير آيه ،
( وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
« 2 » هيچ چيز نيست جز آنكه خزائن آن در نزد ماست و ما آن را جز به مقدار معلوم نازل نمىكنيم ) به اين مطلب اشاره كرديم .
مىفرمايد : آهن داراى تأثير شديد است و در جنگ و دفاع از آن استفاده مىشود و منافع فراوان ديگر در صنايع و تمام شعب زندگى بشر دارد و انزال آهن اغراض متفاوتى داشته ، من جمله اينكه خدا معلوم كند ، چه كسى او و رسولانش را به غيب يعنى بر اساس ايمان ، يارى مىكند و در راه خدا و دفاع از دين حاضر به قتال است ، تا آنها را از غير ايشان جدا سازد ، بدرستى كه خدا قدرتمند و غالب است و به هيچ وجه ذلّت و ضعف در او راه ندارد كه محتاج به يارى مردم باشد و در عين حال ذلّت را بر بندگانش نمىپسندد و به همين دليل به آنها دستور جهاد را واجب نموده تا موجب تعالى مردم و جدا شدن اهل ايمان از غير آنها شود .
هامش
( 1 ) . در مجمع البحرين از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه اسم اعظم الهى 73 حرف است كه آصف بن برخيا يك حرف آن را مىدانست و عيسى 2 حرف و به موسى 4 حرف عطاء شد و به ابراهيم 8 حرف ، و به نوح 15 حرف و به آدم 25 حرف و به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلم هفتاد و دو حرف داده شده و از او به ساير ائمه انتقال يافته است ( مصحح ) .
( 2 ) . سوره حجر ، آيه 21 .