تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
بدرفتارى مىنمايد . مىفرمايد : آن كس كه از روى خشم و خستگى به پدر و مادرش گفت : آيا باز هم مرا تهديد مىكنيد كه از قبر بيرون آورده مىشوم و به اعمالم حسابرسى مىگردد ، با اينكه امّتهاى قبل از من كه هلاك شدند ، احدى از آنها زنده و مبعوث نشده ؟ ( و اين سخن او در حكم حجّتى بر عليه معاد است غافل از اينكه وعدهء خداى سبحان اين نيست كه بعضى از مردگان در دنيا زنده شوند ، بلكه زنده شدن مردگان بطور دسته جمعى ، در نشأت آخرت است نه در دنيا ) . و وقتى پدر و مادرش اين سخنان را از او مىشنوند با حالت استغاثه به درگاه خدا پناه مىبرند و از او مىخواهند كه فرزندشان را هدايت كند و براى هدايت فرزند به او مىگويند : واى بر تو ، به خدا و رسولش و وعدهء معاد ايمان بياور و مطمئن باش كه وعدهء معاد كه خدا توسط پيامبرانش داده به حق است و تخلّف نمىپذيرد . امّا او به آنها مىگويد : اين وعده‌ها و تهديدهايى كه مرا با آن مىترسانيد ، چيزى جز خرافات مردم گذشته نيست . « 1 » ( 18 )
( أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرِينَ )
: ( آنها كسانى هستند كه عذاب خدا بر آنها حتمى شده و در زمرهء امتهاى گذشته از جن و انس هستند كه زيانكار شدند ) يعنى اين چنين افرادى مصداق كلمهء عذاب الهى شده‌اند و مانند امّتهاى جنّى و انسى گذشته كه كلمهء عذاب دربارهء آنها تحقّق يافته ، زيانكار مىشوند چون هر كس كه به ايمان كفر بورزد عمل او بىاجر و حابط مىشود و اين نهايت خسارت است . ( 19 )
( وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ لِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ )
: ( براى هر يك از ايشان درجاتى از پاداش و كيفر اعمالشان هست ، تا پروردگار اعمالشان را بطور كامل به آنها برگرداند و ايشان ستم كرده نمىشوند ) يعنى براى مؤمنان نيكوكار و كافران بدكار منازل و مراتب مختلفى از نظر بلندى و
هامش
( 1 ) . در تفسير الدّر المنثور از مروان نقل شده كه اين شخص عبد الرحمن فرزند ابو بكر بوده است .