تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢

فصل يازدهم اوضاع ايران پس از انقلاب عثمانى و احوال مهاجرين

و اما تأثير انقلاب عثمانى و خلع سلطان حميد در دربار ايران چون محمد على شاه بسلطان حميد نظر داشت و اميدوار بود او بساط آزادى را بهرطريق باشد برچيند و مساعدتى باستبداد او بنمايد بعد از موفقيت ملت عثمانى و خلع سلطان حميد او مأيوس ميگردد چنان كه چشم بيگانگانى را هم كه از ديرزمان بنقطه تركيه دوخته است و آنجا را لقمه لذيذى براى خود تصور ميكردند غبار ميگيرد و وصول بشاهد مقصود را براى خود دور ميبينند مخصوصا دولت روس از اين حادثه نگران ميگردد زيرا اين انقلاب براى هيجان افكار آزاديخواهان روس اسباب قوى خواهد بود و لكن تأثير اين حادثه در ايران بالطبع از تمام ممالك بيشتر است زيرا هردو بيك مرض مبتلا هستند و بينهايت تأسى بعوارض و حوادث يكديگر مينمايند اما چيزى كه موجب ملال است محصور بودن تبريزيان مىباشد كه اردوى شاه برياست عين الدوله اطراف تبريز را محاصره نموده راه آذوقه را به روى مردم بسته و كار ارزاق در تبريز به سختى كشيده است مجاهدين گيلان هم كاريكه كرده‌اند آنجا را آرام نگاهداشته‌اند و از روى اصول مشروطيت كار ميكنند دولت هم صلاح خود را در آن قسمت چنان ديده كه بسكوت بگذراند و تمام قواى خود را صرف آذربايجان نمايد اگر آنجا را تسويه كرد كه گيلان هم بالتبع مطيع خواهد شد و اگر نشد و تبريزيان پيش بردند كه همه جاى ايران همرنك آذربايجان خواهد شد باينواسطه كار تبريزيان سخت شده و صداى ناله و گرسنگى ايشان بلند گشته است روس و انگليس كه خود را اولى به تصرف در امور داخله و خارجه ايران ميدانند وقت را غنيمت شمرده از محمد على شاه باز كردن راه آذوقه را به روى تبريزيان خواستگار ميشوند ببهانه تبعه خارجه كه در آنجا هستند و مردم بىطرف شاه شش روز از آنها مهلت ميخواهد و مقصودش اينست بلكه در آن شش روز