تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
بالجمله ورود عساگر روس بتبريز در همه جا بينهايت موجب پريشان خيالى مليون ميگردد و مسلم است كه چون از طرف دو دولت بشاه قول داده‌اند اگر موافقت كند آنها هم ملت را از تعرض بشاه و درباريان بازدارند در اين صورت براى جلوگيرى ملت از تعرض بشاه خاصه كه از طرف اصفهان بختياريها و از طرف رشت اردوى سپهدار مصمم حركت بتهرانند و نزديك است كار تهران يك طرفى بشود لهذا بدون داشتن يك استعدادى در ايران نميتوانند اين تعهد را بنمايند بهرحال مقارن ورود عساكر روس بتريز اردوى عين الدوله بامر شاه متفرق مىشود و فرمانده عساكر روس بتوسط حكومت ملى تبريز واميدارد سنگرهاى مجاهدين را خراب كنند و اردوهاى ملى ترك سلاح نمايند آنها هم ناچار قبول ميكنند در اين احوال اردوى ملى رشت بسردارى معز السلطان ميرزا عبد الحسين خان به طرف طهران حركت نموده وارد قزوين مىشود حاكم قزوين را كه ميرزا ابو القاسم خان نورى است گرفته برشت و بديار عدم ميفرستند اسلحه و ذخيره دولتى را تصرف كرده ميرزا مسعود شيخ الاسلام را كه رياست و آقائى مسلم در قزوين دارد و از طرفداران شاه است ميكشند بحر العلوم رشتى را كه جزو كاركنان شاه است و از وكلاى مجلس اول بوده اينك از تهران عازم رشت است در راه مقتول ميسازند كاظم آقاى صاحبمنصب قزاقان را تيرباران مينمايند و بعد از تصرف قزوين و تسويه كار آنجا مصمم رفتن تهران شده يك منزل از قزوين بيرون ميروند دربار متزلزل مىشود و از طرف دولتين روس و انگليس رسولى ميآيد نزد فرمانده اردوى ملى كه نبايد بجانب تهران حركت نمائيد و بايد ترك سلاح كنيد ولى جواب ميشنود كه تا مجلس دائر نگردد و عساكر اجنبى از خاك ايران خارج نشوند ما ترك سلاح نخواهيم نمود فقط كارى كه ميكنند اندكى بااحتياط و طمأنينه حركت مينمايند سكوت مفرطى در تهران و تمام ولايات حكمفرما مىشود مشير السلطنه و امير بهادر از كار دور ميشوند شاه كامران ميرزاى نائب السلطنه را روى كار آورده كابينه را تشكيل ميدهد كه هم تقاضاى دولتين را پذيرفته باشد و هم رشته كارها از دست خودش خارج نگردد چه كامران ميرزا عمو و پدر زن او است اما چند روز زيادتر طول نميكشد كه از طرف دو سفارت بشاه گفته مىشود نايب السلطنه بموجب قانون
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 95 | يحيى دولت آبادى