تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
شده استعفاى خود را باينصورت مينويسد چنان كه تمام عمر خود را تا امروز وقف خدمت به وطن نموده‌ام اكنون هم كه بر عليه من فكرى حاصل شده است از رياست مجلس مبعوثان استعفا مىدهم و اين را هم جزو خدمات وطنى خود ميشمارم مستعفى احمد رضا و نيز حسين حلمى پاشا صدر اعظم ميرود بسراى يلدوز استعفاى خود را بسلطان ميدهد . انتشار خبر استعفاى اين دو رئيس اول دولت و ملت موجب اطفاى حرارت شورشيان مىشود منتظر تعيين صدر اعظم و رئيس مجلس و وزراى مسئول هستند تا شب در ميرسد ساعت‌بساعت بر جمعيت عساكر افزوده مىشود حتى در محبس دولتى را مستحفظين باز كرده محبوسين هم ملحق بجمعيت ميشوند و خودشان هم نميدانند چه ميخواهند ضياء الدين افندى شيخ الاسلام و جواد بيك كاتب مخصوص سلطان مكرر ميآيند و با جمعيت حرف ميزنند و مردم انتظار دارند كامل پاشا صدر اعظم گردد ولى سلطان صلاح خود را در تعيين او ندانسته و يا او خود احتياط كرده قبول نميكند . بالجمله توفيق پاشا وزير خارجه سابق را رئيس الوزراء مينمايند و مشير ادهم پاشا وزير جنك مىشود و مهره به خانه جمعيت احرار نميافتد و بعد از مدتى كه لفظ خليفة إله و اولى الامر ذكر نميشده در جرائد امروز باز شايع گشته اطاعت كردن عساكر را از اولى الامر لازم ميشمرند تا عاقبتش بكجا بيانجامد . ديشب كه شب چهارشنبه بود در ساعت 5 / 4 از شب رفته دستخط سلطان بتوسط مشير ادهم پاشا بعساگر ميرسد كه سلطان مستدعيات آنها را قبول كرده است و مژده رياست خودش را بر قشون به آنها ميدهد و بعساكر اجازه ميدهند يك ساعت متفقا براى اظهار خوشحالى شليك نمايند ولى اين شليك تا غروب آفتاب امروز طول ميكشد و اكنون كه اين شرح را مينويسم صداى شليك بيش از ده هزار عسگر و انقلاب شهر مرا آسوده نميگذارد و در ظرف دو سه روز اعاده استبداد باز اداره خفيه‌بازى دائر شده جمعى بيگناه را گرفته ميكشند و مصمم ميشوند از ايرانيان و ارامنه كه تقصير آزاديخواهى بيشتر به گردن آنها است جمعى را بكشند و ريشه آزاديخواهى را از بيخ‌وبن بكنند