تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
داخل اين جمعيت شده‌اند بعد از افتتاح مجلس قرار بوده اتحاد و ترقى ديگر مداخله در كارها نكند و امور بتصويب مجلس ملى و مجلس اعيان و وكلاى دولت يعنى وزراء جارى باشد ولى اين كار صورت نگرفت و با وجود بودن مجلس ملى و مجلس اعيان و تشكيل شدن كابينه وزراء باز رؤساى جمعيت و بلكه تابينها هم ميخواهند مداخله در كارها بكنند و در عزل و نصب وزراء و حكام دخالت داشته باشند به اين عنوان كه چون اول كار است بايد مراقبت كرد هركس داخل كارهاى دولتى مىشود از افراد جمعيت بوده باشد لا غير بديهى است فرقه احرار هم كه در رأس آنها شخص فداكارى مانند صباح الدين واقع است آرام نمينشيند و بيطرف نميماند خصوصا كه ارامنه تبعه عثمانى هم طرفدار جمعيت احرارند و قوت زياد دارند از طرف ديگر مستبدين و محافظه‌كاران هم كه قطعا در باطن رأى سلطان را در عقب سر خود مشاهده مينمايند جمعيتى تشكيل داده بنام جمعيت محمدى و لزوم تطبيق قانون اساسى را با شرع اسلام عنوان تمايز خود قرار داده‌اند و البته اين جمعيت سلطان را اولو الامر ميداند و نميتواند ببيند بمقام خليفة اللهى اهانتى وارد گردد اين فرقه اغلب در لباس روحانى هستند و با احرار آنقدر طرف نيستند كه با جمعيت اتحاد و ترقى طرفيت دارند وزراى مستبد مغضوب ملت هم با اين جمعيت مربوط ميباشند بعضى از سياستهاى پيچ‌درپيچ خارجى هم شايد بىميل بانقلابى در عثمانى نبوده باشد كامل پاشا و طرفداران او هم بواسطه لطمهء كه از جمعيت اتحاد و ترقى خورده‌اند بيميل بتقويت اين جمعيت نميباشند خصوصا وزير حربيه معزول ناظم پاشا كه بر سر كار او كامل پاشا از صدارت افتاده البته با دست قوى كه در دائره عسگريه دارد آرام نميماند و افراد عسگر را بهر وسيله بر ضد عليرضا پاشا كه تا اينوقت بتصويب اتحاد و ترقى وزير حربيه است تهييج مينمايد شيخ الاسلام مستعفى جمال الدين هم كه بواسطه عزل كامل پاشا و مخالفت جمعيت اتحاد و ترقى با او از كار خارج شده و منزوى گرديده ببودن ضياء الدين در مسند رياست مشيخت اسلامى رضايت ندارد چنان كه نگارنده در اين ايام او را بطور خصوصى در عمارت ييلاقيش در قوزخجق ملاقات كرده از كلماتش معلوم مىشود موقتا و از روى مصلحتى استعفا داده است .