تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
در مقابل سياست نظامى كلنل بپ و در برابر پيش‌آمد ناگوار احوال سياسى و نظامى آلمانى و عثمانى و ايرانى تاب مقاومت نياورده گفته مىشود خودكشى كرده است . شخص مزبور بمحض ورود بقصر و ديدن احوال استعفا داده بچابكى خود را ببغداد انداخت يكى بملاحظه خلاصى از گرفتاريهاى قصر و ديگر به خيال اينكه با فندر كلتز پاشا رئيس كل قواى آلمانى در عراق عرب و ايران ملاقات كند بلكه مقام از دست رفته خود را بدست آورد . بديهى است خارج شدن شونومان از كار خروج ديگر صاحبمنصبان آلمانى را هم كه تابع نقشه‌هاى قديم كنت كانيتز بودند مستلزم خواهد بود بلكه صاحبمنصبان سوئدى هم كه چند سال در ايران زحمت كشيده در حقيقت تهور بعضى از آنها در طرف شدن با قشون روس و انگليس در شمال و جنوب ايران مدخليت داشت بواسطه دخالت تام صاحبمنصبان آلمانى از كار خارج شدند و همگى خاك ايران را وداع گفته بخانهاى خود رفتند و البته صاحبمنصبان مزبور روابط خصوصى دوستى و دشمنى با صاحبمنصبان ايرانى كه ژاندارمرى را راه ميبردند داشتند بعضى بحمايت آنها در آمده و برخى بر ضد آنها سعايت كرده از اين رو هم اختلاف مهمى در ميان صاحبمنصبان ايرانى ژاندارمرى هويدا گشت و در اين كار دست تحريك رؤساى كميته دفاع ملى هم كه بعضى از صاحبمنصبان مزبور را با خود موافق و بعضى را مخالف ميديدند دخالت داشت . نظام السلطنه هم كلية صفائى با اداره ژاندارمرى نداشت و بىميل نبود گوشمالى بصاحبمنصبان آنها داده شود در اين وقت ميدانى بدست آورده به آتش اقدامات مخالفت كارانه دامن زد و نتيجه اين شد كه چند نفر از معروفين صاحبمنصبان را دستگير كرده بجانب بغداد فرستادند و تنها براى تحصيل رضاى فرقه دموكرات و كميته دفاع ملى يكى دو تن از صاحبمنصبان را كه با آنها مربوط بودند در زيردست صاحبمنصبان آلمانى در سر كار گذارده ترفيع رتبه دادند . و بالجمله اداره ژاندارمرى اردوى سرگردان منحل شد و از تمام قسمت‌هاى ژاندارمرى كه مليونها پول صرف تشكيل آن شده بود و بالغ بر ده هزار نفر بودند چيزى كه در قصرشيرين باقى ماند دو سه هزار نفر سوار و پياده بود در تحت رياست