شوند و تا اشترنيان هم ميروند ولى به زودى از نزديك بودن قشون روس ترسناك شده به بروجرد بازگشت مينمايند بالاخره بعضى را عقيده اين مىشود اردو باصفهان برگردد بعضى معتقد ميشوند در نواحى بروجرد اقامت كند بعضى رأى ميدهند از بروجرد بخرمآباد رفته از راه لرستان از آب سيمره عبور نموده بكرمانشاهان وارد گردند و بالجمله رأيها براههاى دور داده مىشود اما كسى جرئت نميكند راه نزديك حنزل را بپيمايد و يا آنكه از راه هرسين خود را بكرمانشاهان برساند و بيشتر مربوط بتركيب اردوست از نظامى و غير نظامى .
بديهى است اگر اين اردو و با آن اسباب جمعى كه در ورود ببروجرد داشت خود را باردوگاه عمومى رسانيده بود از قسمت نظاميش استفاده ميشد و بر استحكامات بيد سرخ و قزوينه و غيره افزوده ميگشت و به همين وسيله شايد تا اول فروردين ممكن ميشد استحكامات مزبور نگاهدارى شود و اردوهاى عثمانى هم تا آنوقت ميرسيدند و كرمانشاهان از دست نميرفت و هم از قسمت سياسيش در كرمانشاهان استفاده ميشد زيرا آلمانها حاضر بودند با يك حكومت موقتى كه در آنجا تشكيل داده شود كارهاى اساسى را تمام كرده باشند و بواسطه حاضر نبودن رؤساى فرقهاى سياسى كه در اين اردو عقب مانده بودند سه چهار هفته وقت تضييع شده كارى انجام نگرفت چنان كه نوشته شد بهرصورت مضرتهاى زود نرسيدن اين اردو باردوگاه عمومى بسيار بود و از طرف ديگر علاوه بر متفرق شدن بسيارى از آنها بر باقىماندگان كه خود را بقصر رسانيدند زحمت و تعب شديد وارد شد و خسارت بسيار از فقدان توپ و تفنگ و غيره ديدند اين اردو از اصفهان كه حركت كرد ميان سه و چهار هزار نفر بود اما بيش از يكهزار و پانصد نفر آن بقصر - شيرين نرسيد هركس بر احوال طوايف لرستان آگاه باشد ميداند بر يك اردوئى كه از ترس دشمن از آن راه دور و دراز و از آن مواقع خطرناك بخواهد بگذرد با نبودن ارزاق با وفور برف و باران و با وجود اسب و اسلحههاى نيكو كه لرها بىاندازه عاشق آنها هستند در اين راه بر آن اردوى بيچاره سرگردان چه گذشته است .
بهرصورت چيزى كه بجان اين اردو رسيد و يكقسمت از آن را با هرفلاكت و پريشانى بود بقصرشيرين رسانيد تنها همت نظر عليخان سردار نصرت بود . نظر عليخان
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 358
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٥٨