معاش به خيال افتادند داخل مذاكرات سياسى گردند اما نماينده دولت آلمان به كلى از اين كار تحاشى كرده گفت قصبه كوچك قصرشيرين با اين احوال اسفناك صلاحيت ندارد ميدان سياست واقع گردد .
دكتر واسل وزير مختار آلمان چنان كه در پيش نوشته شد از كرمانشاهان كه حركت كرد در راه بهر يك از رؤساى مهاجرين و نمايندگان ملت كه برميخورد اظهار ميكرد توقف قصر براى غير نظامى ضرورت ندارد بلكه زيانبخش است چه بواسطه تنگى ارزاق و نبودن جا و مكان عرصه بر نظاميان تنگ ميگردد در اين صورت بهتر ان است همگى حتى نمايندگان مجلس شورا بروند بعراق عرب هركس بطور انفرادى خود را اداره نموده منتظر اقدامات نظاميان بوده باشند چنان كه در جواب اظهارات نمايندگان كه از او تكليف خواستند همين مطلب را گفت و حق بجانب او بود زيرا بودن يك عده غير نظامى كه هريك هرروز حاجتى دارد و اغلب ميخواهند در كارها دخالت كنند به كار جنگ و قشونكشى زيانبخش بود و لكن در اينجا يك اختلاف نظرى ما بين نظام السلطنه و وزير مختار مزبور رويداد و آن اين بود كه نظام السلطنه براى مصلحت كار نوعى يا براى مصالح شخصى خود يا بهر دو ملاحظه نميخواست تنها بماند و نمايندگان مجلس شورايملى هم بروند اما ساير مهاجرين را بىميل نبود بعراق عرب رفته عرصه را بر نظاميان تنگ نكنند اين تفكيك هم صورت نگرفت و از مهاجرين عده كمى روانه شده باقى در قصرشيرين بماندند و در آن تنگى مكان و ارزاق و گرمى هوا و وفور هوام روزگارى در نهايت سختى ميگذرانيدند خصوصا بعد از ورود اردوى سرگردان كه جمعيت قصر زياد گشت و زير هرسقفى بيش از گنجايش فضا جمعى آرميدند .
نمايندگان مجمعى داشتند در تحت رياست حاج شيخ اسمعيل گيلانى روزها جمع ميشدند و غير از صحبتهاى متفرقه كردن و وقت گذرانيدن از آن جلسات كارى ساخته نبود زيرا نه كار سياسى بود و نه قانونگذارى مگر آنكه گاهى نظام السلطنه با آنها در پارهئى از اقدامات نسبت بايلات و عشاير يا راجع بمذاكراتى كه با عثمانيان و آلمانها داشت مشورتى مينمود آنها هم با نهايت دلتنگى و بىتكليفى روزى بشب ميبردند .
فقط يكى دو تن از نمايندگان دموكرات و بعضى از جوانان كه دخيل كار كميته
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٥٣