تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
لغو شدن تمام معاهداتى كه از پيش با روس و انگليس بسته شده در ميان آورد و صورتى نوشته شد ولى از ترس روس و انگليس يا روس و انگليس‌پرستان جرئت نكردند به زودى آن را امضاء نمايند بلكه انتظار ميكشيدند وسائل نفوذ آلمان در جنوب و غرب فراهم‌تر شود و اسلحه و مهمات جنگى از آلمان به خاك ايران برسد كه اگر خواستند شروع بعمليات بر ضد روس و انگليس بنمايند اسباب فراهم بوده باشد و بالاخره روسها پى بردند و سبقت جسته فرصت ندادند خيالات مستوفى الممالك صورت خارجى حاصل نمايد و چون آن قرارداد كه در ميان دربار ايران با دربارهاى آلمان و عثمانى و اطريش ميگذشت صورت نگرفت لهذا نظام السلطنه داخل شدن خود را در كار جنك مشروط قرارداد بضمانت نامه‌ئى كه از آلمانها بگيرد و از طرف استقلال آتيه مملكت و تماميت خاك آن و از بابت مساعدت مالى و اسلحه آنها براى بپايان رسانيدن كار جنگ اطمينان داشته باشد و هم از آتيه خويش بهرحال در عشر آخر ماه صفر يكهزار و سيصد و سى چهار 1334 نظام السلطنه از لرستان با جمعى از سرداران لرستانى و تبعه آنها بجانب بروجرد آمد كه اهل و عيال خود را از بروجرد بعراق عرب بفرستد و خود يك اردوگاه عمومى تشكيل داده داخل كارزار بگردد چنان كه گفته شد رؤساى طايفه بيرانه‌وند بملاحظه اينكه خود را براى جنگ حاضر نمايند امسال بقشلاق نرفته با يك عده سوار و پياده از راه مراجعت نموده در صفحه سيلاخور كه اقامتگاه تابستانى آنها است بماندند به اين خيال با ژاندارمرى كه خونى بودند صلح كنند و با حكومت نظام السلطنه سازش نموده داخل خدمت گردند . اداره ژاندارمرى آنها را تأمين داد حكومت هم از تقصير گذشته آنها درگذشت ولى براى تأمين آنها از طرف دولت و تأمين دولت و ملت از آنها قرارداد و ضمانتى لازم بود و بخصوصيتى ما بين نظام السلطنه و اداره ژاندارمرى در اين موضوع اختلاف كلمه حاصل ميشد و ما بين خوانين دهكردى و خوانين ياراحمدى كه اتحاد آنها در اصلاح كار بيرانه‌وند مدخليت داشت دشمنى بود نگارنده از بروجرد بسيلاخور رفته آنها را با يكديگر صلح دادم و مقارن اين احوال نظام السلطنه ببروجرد وارد شده يكهفته اقامت كرد كار اصلاح بيرانه‌وند را به صورتى كه چندان رضايت‌بخش نبود تمام