در اين احوال مستوفى الممالك و كسانى كه در كابينه او محرم بودند يعنى ميرزا صادق خان مستشار الدوله وزير پست و تلگراف ميرزا ابراهيم خان حكيم الملك وزير علوم ميرزا حسن خان محتشم السلطنه وزير خارجهسرا درصدد بستن قراردادى با آلمانها شدند اما به زودى روس و انگليس پى بردند و آن كار ناتمام بماند چيزى كه روس و انگليس را منع ميكرد بر ضد كابينه مستوفى الممالك اقدامات علنى بنمايند همانا مأيوسى آنها از طرف شاه بود كه او بهيچوجه براى تغيير دادن مستوفى الممالك حاضر نبود و ناچار بودند مدارا نمايند ولى عين الدوله و فرمانفرما دقيقهئى آرام نميگرفتند و از طرف دوستان خارجى خود هم تحريك ميشدند مخصوصا فرمانفرما
وزراى روس و انگليسپرست كابينه هم كه دانستند پارهئى مذاكرات سرى در كار است كه بىاطلاع آنها مىشود دلتنگ شده بناى كارشكنى را از رياست مستوفى - الممالك گذاردند اين بود كه دولت بىنهايت مشوش گشت و هرساعت ترصد يك انقلاب شديد ميرفت - خصوصا كه پىدرپى بر قواى روس در رشت و انزلى افزوده بقزوين سوق داده ميگشت و از ولايات غربى و جنوبى از علماء و اعيان و از رؤساء ايلات و عشائر تلگرافات لا ينقطع بدولت ميرسيد كه تكليف آخرين را معين نمايند و تصميم دولت معلوم گردد و همه انتظار داشتند دولت بىطرفى را بطرفدارى از آلمان و متحدين او مبدل نمايد اين حال دوام كرد تا محرم يكهزار و سيصد و سى و چهار 1334 دررسيد و اوضاع دگرگون گشت .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٩٠