تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
نرسيد من هم چاره نديدم جز آنكه خود تنها رفته باشم و رفتم اولا در لندن در مراكز رسمى ملاقات دوستانه شد و در اصل مطالب مذاكرات كرديم و نتيجه اين شد كه وزير خارجه انگليس در پارلمان اظهار كرد نائب السلطنه ايران آمد بلندن و با رضايت يكديگر مذاكرات ما به آخر رسيد پس از آن بسن‌پطرزبورغ حركت كرده در آنجا نيز با وزارت خارجه مذاكرات لازمه را نموده وعده دادند كه همراهى كنند و مأمورين خود را در ايران از مداخلات ممنوع دارند و بالاخره در باب دائر شدن مجلس شورايملى تهران و بازگشتن قشون روس از نقاط شمالى و در مسئله استقراض و غيرها دوستانه مذاكره و اظهار رضايت شد و پس از مراجعت بپاريس مستوفى الممالك هم رسيد و اينك قصد دارم بروم بايران و ترتيباتى كه در نظر است از دائر شدن مجلس شورايملى و مجلس سنا مجرى گردد و اگر احوال داخلى اقتضا كند و بدانيم چگونه رفتار كنيم شايد موانع خارجى در كار نباشد يا اگر باشد نتواند مانعيت نمايد - پس از آن در باب تاجگذارى سلطان احمد شاه در آخر اين سال كه بموجب قانون اساسى موقع آن ميرسد صحبت داشتم و نائب السلطنه مذاكرات خود را در اين موضوع در لندن و - سن‌پطرزبورغ نقل كرد و دلائل لزوم اين كار را بيان نمود و همه را تصديق كردم خصوصا كه اين كار اجراى فعلى قانون اساسى است در اين زمينه صحبت بسيار داشتيم و من خيالات خود را در اين كار از مقدماتى كه بايد ترتيب داد و نتايجى كه بايد گرفت كه همه موجب مزيد تمركز دادن دولت و جلب قلوب معاريف مملكت است بجانب دولت مشروطه و موجب جبران شدن از بسيارى از كسور وارده در داخله و خارجه همه را بيان كردم و نائب السلطنه تصديق كرد بعد از اين مذاكرات در خصوص مراجعت من بايران صحبت داشت و ترغيب بمراجعت نمودن كرد گفتم با اوضاع حاضر ايران همراه نبودم و صلاح خود را در دورى ميديدم ولى اكنون كه باز عنوان حكومت ملى است براى مراجعت نمودن و به قدر استطاعت خويش همراهى كردن حاضر هستم فقط يك محذور در كار من هست و آن اين است كه من در تمام عمر در هركار دخالت كرده‌ام از روى وظيفه وجدانى بوده است و من آنچه كرده‌ام بدون اجرت دنيائى بوده در اين وقت احوال روحى و دماغى و اوضاع زندگانى من اجازت نميدهد كه بازگردم بايران