تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
خود نشسته مشغول تماشا شدم انگليسها بيش از همه ملل يك مطلب را فهميده‌اند آن اينست كه مردم دنيا عقلشان بچشمشان است و همه ظاهربين هستند از روى اين عقيده آنها هم ظاهرپرست شده فوق العاده ببزرگى جثه هرچيز اهميت ميدهند براى كارها اشخاص تنومند اسبهاى درشت كالسگها و اتومبيلهاى بزرگ قامتهاى بلند با كلاههاى بزرگ انتخاب كرده‌اند و عظمت باطن هرچيز را بعظمت ظاهرش بديده مردم جلوه ميدهند و در اين جشن و نمايش اين نكته بهتر از همه وقت مشهود است خلاصه آنچه ممكن بوده از ترتيبات نظامى و غيره نمايش بدهند ميدهند با جلال و جبروت كامل پادشاه ژرژ از عمارت سلطنتى حركت كرده به كليساى ( وتمينيسترابى )
Wetminster
وارد مىشود اين كليسا را ميگويند متجاوز از هزار سال است بنا شده از آثار قديم انگلستان است و انگليسها اين مقام را بينهايت مقدس ميشمارند قبور سلاطين و بزرگانشان در اين كليسا است حجاريهاى خيلى قديم ممتاز دارد اكنون در اين كليسا تشريفات بسيار بجاى آورده‌اند و چنان كه گفته مىشود براى هفت هزار نفر كه جلوس كنند جا تهيه شده كه همه بتوانند شاه و ملكه را در موقع تاجگذارى ببينند متجاوز از سه ماه طول كشيده تا اين تهيه را در كليساى مزبور ديده‌اند در مقابل محراب كليسا با يك پرده زربفت حجابى آويخته دو در براى آن مكان معين كرده‌اند و پيش روى آن پرده فضائى است براى تاجگذارى كه فرش آن يك تخته قالى بسيار اعلى كار ايران است در وسط يك پارچه سنگ است كه به سنگ يعقوب معروف مىباشد و مقدس شمرده مىشود و صندلى گذارده شده روى يكى از آنها شاه و ديگرى ملكه قرار گرفته دو نفر كشيش بزرگ مراسم دعاخوانى و ترتيبات مذهبى را بجاى آورده پادشاه و ملكه را بحاضرين معرفى ميكنند يعنى از جانب خدا خبر ميدهند و با روغن مقدس سر و دست و سينه پادشاه را چرب نموده شمشير مخصوص را بكمر او ميبندند جبه زربفت خاص را بدوش انداخته انگشتر مخصوص را بانگشت وى مينمايند به اين معنى ملت و پادشاه عقد بستند و ملت خانواده و پادشاه پدر آنها و ملكه مادر آنها مىباشد و شاه قسم مىخورد كه خيانت بملت و مملكت و مذهب ننمايد آنگاه تاج سلطنت را بر سر او و بر سر ملكه ميگذارند و لردهاى مجلس همه تاجهاى كوچك بر سر مينهند يعنى
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 165 | يحيى دولت آبادى