تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
عالى و هتلها و تآترها و مغازه‌ها بالوان و اشكال مختلف
g r m
يا
j m
با چراغ از هرطرف ديده مىشود ژ علامت ژرژ نام پادشاه كه در لاتين جرجيس بوده است و علامت ركس (
Rex
) كه بلاتينى بمعنى پادشاه است ام علامت مارى ( مريم ) اسم ملكه اگر چه جمله معترضه است ولى بمناسبت اين اسمها مينويسم پس از شاه شدن ژرژ و ملكه شدن مارى هرچه ژرژ نام در انگليس بوده و هرچه مارى نام براى پادشاه ژرژ و ملكه مارى به اندازه وسعت و استطاعت خود هديه‌ئى فرستاده‌اند بافتخار همنامى با پادشاه و ملكه و انگليسها از اين كارها بسيار دارند خلاصه فرداى اين روز روز تاجگذارى است مشير الملك وزير مختار ما رقعه دعوت وزارت خارجه انگليس را با دو بليط براى دو روز بنام من گرفته است در اين صورت جا و مكان معينى دارم و خوب ميتوانم همه جا را ببينم روز اول در يكى از غرفهاى خيابان و روز دوم در مقابل عمارت سلطنتى در غرفه‌ئى جا دارم اين غرفها را دولت موقة ساخته است از چوب و روى همه شله گلى گرفته‌اند و با پارچه سفيد جاى جلوس هريكنفر را معين كرده نمره گذارده‌اند و هر غرفه از پنج طبقه تا بيست و پنج طبقه ارتفاع دارد و در هرطبقه جاى پنجاه نفر و كمتر يا زيادتر است غرفها را طورى محكم ساخته‌اند كه گويا ابدى است و برچيده نميشود چوبها را تمام تراشيده ساخته‌اند بلى چهار ماه با اسباب و قدرتى كه دارند مشغول ساختن اين مكانها و ترتيب اسباب اين جشن بوده‌اند تا اينطور مهيا شده است خيابانهاى اطراف هايد پارك را كه باغ وسيعى است در وسط شهر لندن از حدود معين دروازه آهن نصب نموده‌اند و از هيچيك از آندرها هيچكس را بدون بليط نميگذارند وارد شود پس اين چند كرور خلق كه شامل تماشا هستند همه بليط و نمره معين و مكان مخصوص دارند و هركس بجاى خود قرار گرفته است اگر چه بعضى از مردم لندن از اين دروازه‌ها و دروازه‌بانى دلتنگ شده ميگويند اينكارها براى يك ملت وحشى است ملت انگليس كه دعوى تمدن و قاعده‌دانى مينمايد لازم نداشت براى حدود تنظيمات او در و دروازه بگذارند ولى گمان ميكنم كه اگر اين درها نبود هرقدر هم ملت تربيت شده و پليس مقتدر بود با اين ازدحام خودى و بيگانه كه گويا دنيا ريخته است در اين شهر دادن اين ترتيب و تنظيم ممكن نميشد بهر حال با لباس ايرانى در مكان