كنند على قليخان سردار اسعد بعد از آمدن از پاريس و وارد شدن ببختيارى اسباب اتحاد و اتفاق بنى اعمام را با يكديگر فراهم مىكند و غير از چند نفر كه در تهران جزو مستخدمين شاهند و از موافقت نمودن آنها مأيوس است مابقى را متفق ميسازد مخصوصا با غلامحسين خان سردار محتشم كه بر يك قسمت بزرگ بختيارى رياست مينمايد و مورد ملاحظه است در پشت قرآن عهدنامه نوشته هردو مهر كرده قسم ميخورند باهم مخالفت نكنند ولى باز دست فساد داخل شده سردار محتشم بعهد خود وفا نكرده مخالفت مينمايد با وجود اين سردار اسعد اعتنائى بمخالفت سردار محتشم ننموده با فرزندان خود و يك هزار و پانصد نفر سوار و پياده وارد اصفهان ميشوند در اينوقت يكهزار و پانصد سوار و پياده بختيارى هم در تحت رياست نجفقليخان صمصام - السلطنه در اصفهان حاضر بوده اين سه هزار نفر بختيارى در خارج شهر اصفهان اردو ميزنند و از هرجهت لوازم مسافرت را فراهم ميكنند مهياى حركت بتهرانند كه خبر اعلان مشروطيت از تهران رسيده روحانيان اصفهان مخصوصا كسانى كه باطنا طرفدار استبدادند اين مطلب را بهانه كرده بمتفرق ساختن اردو اقدام و اصرار مينمايند اختلاف ميان خوانين و مخصوصا مخالفت سردار محتشم هم بخيالات آنها قوت ميدهد قنسول روس و انگليس هم جدا منع ميكنند كه اردوى بختيارى رو بتهران برود انجمن ايالتى اصفهان هم كه مركب از مردم سستعنصر بى خبر است بدسيسه مستبدين باور مىكند مشروطه داده شده حاضر مىشود براى برهم زدن قواى ملى و براى مشروطه دروغى چراغان مىكند و جشن ميگيرد اردو از خارج شهر به شهر مراجعت نموده قدرى هم متفرق ميشوند در اينحال دولتيان از طرف اصفهان خاطر جمع شده بناى تحكم را ميگذارند بىاطلاع رؤساى بختيارى و انجمن ايالتى حاكم و نائب الحكومه براى اصفهان تعيين ميكنند و امر مينمايند بختياريها اصفهان را تخليه كرده بخانهاى خود بروند ميرزا جواد خان سعد الدوله وزير خارجه و رئيس الوزراء در جواب تلگرافات انجمن ايالتى اصفهان تهديد مىكند و مستبدانه جواب ميدهد كمكم آثار دروغ بودن اعلان مشروطه ظاهر گشته از طرف مجاهدين تبريز و رشت و قزوين و از مراكز خارجه ملبون برؤساى بختيارى اطلاع داده مىشود كه اشتباه كردهاند در تهران مشروطه
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٠٤