تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
با روسها همين وعده شاه باشد كه در فرنگ به آنها داده است و صورت جواب و سئوال با شاه در كار آنها ميان آنها منتشر شده است . خلاصه در اصفهان و يزد بيك عده از طلاب علوم دينى اشاره مىشود هركس را كه تهمت يا نسبت بابيگرى به او داده شده است گرفته آزار نمايند آنمردم آشوب طلب هم حدى براى عمليات خود قرار نداده از تعرض به اشخاص تجاوز نموده متعرض خانواده آنها ميشوند اموال آنها را ضبط مينمايند مردم بحكومت شكايت ميكنند اعتناء نميكند بلكه در اموال آنها شريك عمده محسوب ميگردد . مقارن اين احوال در اصفهان يكى از بابيها كتابى ميدهد بصحافى كه آن را جلد نمايد صحاف كتاب را ميبرد نزد آقاى نجفى كه در رأس قضيه تعرض ببابيه واقع است صاحب كتاب پنهان ميگردد كسان آقاى نجفى بجستجوى او برميآيند شخص صرافى از همسايگان صاحب كتاب بيرون آمده دست تعرض‌كنندگان را از گريبان خانواده صاحب كتاب كوتاه مينمايد آقاى نجفى جمعيت زياد فرستاده او را مىبرند و بعنوان اينكه وقتى او را مست ديده‌اند حد شرعى ميزنند صراف حد خورده بقنسولگرى روس ميرود و جمعى از بابيها كه خود را در معرض خطر ميبينند زن و مرد قريب سيصد نفر در قنسولخانه مزبور پناهنده ميشوند قنسول روس پناهنده‌شدگان را حمايت مىكند و از سفارت روس در تهران كسب تكليف مينمايد ملاها هم بتحريك حكومت تلگراف بدولت نموده دفع و رفع بابيها و برهمزدن تحصن قنسولخانه را تقاضا ميكنند نه بقنسولخانه جواب صريح مساعدى ميرسد و نه بروحانيان ملاها سستى كار پناهندگان را حس كرده براى اينكه شخص معين مقصر واقع نگردد ميفرستند از دهات اطراف شهر رعيت بسيارى به شهر آمده اطراف قنسولخانه را ميگيرند بىآنكه كسى بقنسولخانه داخل گردد و پىدرپى بر عده محاصركنندگان افزوده مىشود اجزاى قنسولگرى و پناهنده‌شدگان وحشتناك شده چون پاسى از شب ميگذرد قنسول روس بمتحصنين ميگويد خارج شويد كسى متعرض شما نخواهد بود متحصنين اطمينان حاصل كرده خارج ميشوند اشخاصى كه در كمين نشسته‌اند رؤساى آنها را گرفته بعضى را در راه ما بين قنسولخانه و خانه آقاى نجفى بقدرى ميزنند كه ميميرند و بعضى را نيمه‌جان
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 318 | يحيى دولت آبادى