تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
معارف براى پيشرفت كار شركتى داده است . نگارنده ميشنود و اعتنا نميكند اما از عاقبت كار با اين شخص نگران مىباشد زيرا كه ميان افكار من و او فاصله بسيار است . بديهى است دشمنان معارف راضى نميشوند مدرسه سادات با اين عنوان محترم و با وضع مرتب بسوى اوج ترقى سير نموده پشت و پناهى براى معارف نورس بوده باشد و معاندين نميتوانند ببينند اين كار بدست من جارى شده در مقابل تيرهاى اغراض خصوصى بمنزله سپر بوده باشد . در اين صورت بودن شخص كارآمدى در داخل مدرسه كه باطنا مخالف من باشد براى اسباب دست آنها بودن وسيله خوبى خواهد بود . دفتردار شروع مىكند بسازش نمودن با هريك از اعضاى مدرسه كه سنخيت با افكار او دارند از جمله سيد مهدى دامغانى ناظم مدرسه مىباشد . سيد مهدى بناى خودسرى را گذاشته از حدود خود تجاوز مينمايد يك روز ببهانه‌ئى بمدرسه نيامده در موقع بازگشت اطفال بخانهاى خود سر راه ايستاده جمعى از آنها را به منزل شخصى خود در مدرسه سپهسالار قديم برده ميگويد چند تن از طلاب علوم دينى به اين حجره ميآيند با حضور آنها بگوئيد ما ديگر بمدرسه سادات نميرويم چونكه رئيس مدرسه ما را مجبور مىكند به خواندن كتابهائى كه بر خلاف مذهب است طلاب وارد ميشوند شاگردان مطابق دستورى كه دارند رفتار نموده همهمه ميان طلابيكه بر ضد معارف جديد و بر عليه نگارنده ميباشند افتاده بازار بدگوئى و فتنه‌انگيزى رواج ميگردد . سيد مهدى به اين اقدام قناعت نكرده بشاگردان دستور ميدهد صبح روز ديگر بمدرسه آمده شيشه‌هاى درها را شكسته بديگر شاگردان اذيت رسانيده آنها را متفرق نمايند و از هرگونه شرارت دريغ ندارند شاگردان باينكار اقدام و فتنه در مدرسه برپا مىشود مدير مدرسه بسياست نمودن اطفال شرور موقة مدرسه را آرام مينمايد تا موقعى كه نگارنده خبردار و براى جلوگيرى از مفسده حاضر ميگردد . البته اقتضاى سياست شخصى من اينست كه در اين گونه موارد با مخالفين مدارا نموده به آتش عملياتى كه موجب اشتعال نايره حسد آنها بوده باشد دامن نزده ببارى بهر