مظفر الدينشاه در آن دفتر دو هزار تومان اعانه مينويسد و در زير دستخط همايونى خط امين الدوله ديده مىشود به اين مضمون : اين بنده درگاه براى اين مقصد خير دوازده هزار تومان بندگى خواهم كرد .
وزراء و امراء و اعيان و تجار باهتمام قابل تمجيد احتشام السلطنه هريك بعنوان استمرارى و غير استمرارى مبلغى در آندفتر ثبت مينمايند .
وجوه اعانه نزد احتشام السلطنه جمع مىشود و اين براى پيشقدمى و موفقيت او باجراى مقاصد خويش وسيله بزرگى ميگردد مدير رشديه بودجه سنگينى براى مدرسه ترتيب داده ناهار مفصل بشاگردان و بمعلمين و بعموم اجزاء ميدهد براى خود و اعضاى مكتب بيش از آنچه مقتضى به نظر ميآيد حقوق معين نموده و بالجمله مكتب را مانند يك اداره دولتى محتشمى درآورده در صورتى كه وضع پريشان مملكت اقتضاى اين بودجه را براى يك مكتب ابتدائى ندارد .
مدير رشديه تصور مىكند امين الدوله هميشه صدر اعظم خواهد بود و يك مكتب را كه به او منسوب است با هر بودجهئى باشد نگاهدارى خواهد كرد و همين زيادروى او موجب اختلاف كلمه وى با اعضاى انجمن ميگردد .
در جلسه اول انجمن معارف اعضاى حاضر از قرار ذيلند :
جعفر قليخان نير الملك وزير علوم . ميرزا محمود خان مفتاح الملك . ميرزا محمود خان احتشام السلطنه عليخان ناظم العلوم . مهديخان ممتحن الدوله . ميرزا عباسخان مهندس باشى و نگارنده .
در آخر همين حجرهئى كه انجمن در آن منعقد است مدير رشديه پشت ميز كوچكى به سمت رياست مكتب نشسته زنگى روى ميز نهاده بناظم و مكتب و ديگر اعضاء دستور ميدهد شاگردان تازه پذيرفته شده هم در دو اطاق مشغول تحصيلند .
انجمن معارف در تحت رياست وزير علوم شروع بمذاكره نموده در موضوع خرج زياد در رشديه صحبت طولانى مىشود و بالاخره از درس شاگردان و كتابهائى كه بايد تهيه شود نيز مذاكره بميان آمده مجلس منقضى ميگردد .
نگارنده از شروع باينكار و از عضويت در اين انجمن كه در حقيقت رسيدن
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٨٩