مقرر است كه از هيجدهم ماه ذى القعده جشن شاهانه شروع گردد .
شاه به خيال ميافتد روز جمعه هفدهم ماه مزبور را محض توسل بارواح مقدسه انبياء و اولياء و مباركى جشن و طلب عفو و بخشش از خطاهاى گذشته و درخواست توفيق و سعادت در آتيه از خداوند متعال بمزار ناصر الدين شاه قاجار
حضرت عبد العظيم كه بمسافت چند ميل در جنوب طهران واقع است مشرف گردد .
شاه در اين روز ناهار را در زاويه مقدسه مهمان صدر اعظم است و صدر اعظم در باغ مادر شاه تهيه بسيار براى ناهار ديده است .
شب جمعه نگارنده به حضرت عبد العظيم مشرف شده ساعتى از شب ميگذرد در يكى از ايوانهاى غربى صحن مقدس كه متصل بدالان شمالى صحن است نشسته انتظار رفيقان را ميكشد كه به شهر مراجعت نمايد در تاريكى زاويه ايوان شخصى در لباس كسبه ديده مىشود كه صورتش درست تميز داده نميشود اين شخص ميرزا رضاى كرمانى است كه گوشهء تاريكى سرپا نشسته دستها را به روى زانو و سر را به روى دستها گذارده در درياى فكر و خيال فرورفته بىآنكه تغيير وضعى
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١٣٩