تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣

فصل نوزدهم اوضاع ملكى و احوال بيداران

قضيه دخانيه و برهمخوردن آن تأثير مهمى در افكار تجددخواهان نموده بهيجان ميآيند چونكه اين قضيه را بمنزله فتحى از طرف ملت بر ضد سلطنت مطلقه ناصرى و در مقابل خودسرى رجال دولت تصور ميكنند . اين است كه از هر گوشه و كنار صداهاى مختلف بر ضد دولت بلند مىشود چه در داخله و چه در خارجه و بيشتر از خارجه كه محذورش كمتر است . ملكم خان كه نام او از پيش برده شده اكنون بمأموريت در اروپاست و جدا بر ضد امين السلطان كار مىكند روزنامه قانون را نوشته در خفا نزد بيداران طهران و ديگر بلاد ايران ميفرستد روزنامه‌ئى كه سر تا پا مشتمل بر مساوى رفتار دربار و درباريان خصوصا شاه و امين السلطان است . هر شماره كه از اين روزنامه ميرسد هيجان تازه‌ئى در نفوس حاصل ميگردد از طرف ديگر سيد جمال الدين كه در استانبول طرف توجه سلطان شده از گفتن و نوشتن معايب دربار و درباريان دقيقه‌ئى فروگذار نميكند اوراقى نشر ميدهد و با غدقن اكيد دولت كه آن اوراق به خاك ايران وارد نشود باز بدست بيداران ميافتد در يكى از آنها به عربى مينويسد : ايها الناس انّ الشاه فى تطورات جنونه و الوزير فى ادوار زندقته قد جلبا على ملة الاسلام خزيا وا محمداه مقصود آنكه شاه در انواع عياشى خود بى خبر از همه‌جا و وزير در سازش با روحانىنمايان با وجود بىاعتقادى نام محمد را خوار و ملت اسلام را ننگين نموده‌اند شاه را ديوانه و وزير را زنديق ميخواند . سيد جمال الدين گرچه خود مرد كار و از يگانه مردان روزگار است ولى در اين وقت افكار او بواسطه انجمنى كه در فصل چهاردهم بيان شد قوت ميگيرد انجمن مزبور كه براى اتحاد اسلام برياست او در قسطنطنيه تشكيل شده بزرگتر نتيجه‌اش شكست
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 123 | يحيى دولت آبادى