كشيد و استراحت مىنمود . خداوند عالم وجودش را از بليّات محفوظ دارد كه براى اين اولاد وجود او غنيمت است و در عرض اين مدّت خيلى زحمات و غم و غصه از اولاد و بعضى اقوام كشيده كه صبر نموده للّه حمّد حاليّه موفق و از او اولادش راضى است و اخلاق خوبى دارد كه هيچكس از آشنا و بيگانه از او نرنجيده و با همه مردم سلوك خوب مىنمود و در همه كارهاى خويش اقوام به او مصلحت مىكردند و صلاح آنها را مىگفت كه از قول او تجاوز نمىكردند .
در ميان صنف جورابچى همه [ به حاج حسن ] احترام مىنمودند و در بسيارى كارها و در خريد فروش شورا نموده قول او را از همه بهتر قبول مىكردند و به وساطت هركس كه مىرفت براى خدا كه عمل آنها را درست نمايد قبول مىنمودند و خيانت به كسى نمىكرد و صادق القول بود و قلب سخى و از همه خويش [ و ] اقوام مطلع بود معاونت فقرا مىنمود [ و ] هركس كارى مشكل داشت بهقدر قوّه در آن كار سعى مىنمود تا آن كار را درست مىكرد و مهماندوست بود و باز ميلش به عتبات يا مشهد مقدس رفتن است كه در آنجاها مجاور باشد خداوند عالم موفق دارين فرمايد و عمر طبيعى كرامت فرمايد .
در بيان حالات خويشهاى مادرى ، جدّ مادرى ما مشهدى حسين اصل شيرازى بود [ و ] در اينجا شربافى مىكرد بهقدر هفتاد سال عمر نمود . در سنه 1235 وفات نمود و پنج پسر داشت و يك دختر . پسرها عليرضا و كربلايى مهدى و زين العابدين و محمد تقى و مشهدى حسن نام داشتند « 1 » هريك ، يك پسر داشت . حاليّه همه وفات نمودهاند [ و ] نسل آنها نمانده مگر از مشهدى حسن مرحوم و اين مرحوم در اول ميل شربافى نكرد [ و ] دكان خبازى گشود و شاطرى مىكرد ، بهقدر هفتاد سال عمر نمود و در سال 1277 وفات نموده بود و دختر مشهدى باقر شرباف را عقد نموده بود و سه دختر و دو پسر داشت . يكى خاله بزرگ ما كه حاليّه مانده و پير شده ، بهقدر هشتاد سال دارد و جدّه مادرى خيلى خوشاخلاق و مؤمن بود هشتاد سال عمر نمود [ و ] در سال 1311 وفات نمود [ كه ] در سيد ابراهيم مدفون شد و خالهى ديگر شصت سال عمر نمود .
كربلايى جبار رنگرز كه عموزاده جدّه مادرى بود اسم پدرش كربلايى على محمد
هامش
( 1 ) . در اصل : داشت .