از اوّل تا آخر از او فوت نشده ، از اين جهت ( 3 ) است كه نفس را كه به منزله جنيّه است تابع عقل نموده كه به منزله حوريّه است . ديگر عقل نمىگذارد نفس تأثير ديگرى نمايد . هرچه بروز نمايد چون تابع عقل شده همه آثار عقل ظاهر مىشود و هكذا برعكس وقتى كه مخالفت عقل نمودى رفتهرفته عقل مغلوب نفس شده آثار نفسانيّت ظهور مىكند ديگر نفس مانع مىشود كه عقل تأثير خود بروز دهد لكن با رياضت و عبادت مىتوانى از تابعيّت نفس ، عقل را بيرون آورده باز نفس را تابع عقل نمايى .
چنانكه در انگور وقت غوره ترش است همينكه رسيده شد شيرينى به آن ترشى غلبه مىكند كه ابدا ترشى در آنجا ديده نمىشود و حال آنكه ترشى از ذات او نرفته لكن شيرينى آنقدر غلبه نموده ، ديگر اسم ترش آنجا بالمرّه رفته است . وقتى كه همان انگور شيرين را خم ريختى بعد از مدّتى باز آثار ترشى از او ظاهر شده سركه مىشود و الّا نفس عقل نمىشود لكن با تبعيّت آثار عقل از او ظاهر شده اسم نفس آنجا ذكر نمىشود و [ اگر ] آثار عقل در كسى باشد معلوم است به طريق حق خواهد رفت .
چنانكه از حضرت امير المؤمنين عليه السلام سؤال نمودند از عقل ، فرمود :
عقل آن چيزى است [ كه ] با آن به خداوند عبادت شده باشد و بهشت با او كسب شده باشد و عبادت هم ده قسم دارد يك قسم آن اعمال واجبى كه نماز و روزه و غيره است و كسب بهشت هم اين طريق . گاه مىباشد با مختصر احسان خداوند عالم جميع گناهان احسانكننده را آمرزيده به درجات بهشت مىرساند و حال آنكه عمل واجبى نيست لكن هركار را كه به رضاى الهى ديده باشى آن كار عقل است هم عبادت خداوند نمود [ اى ] هم بهشت كسب نموده [ اى ] و [ بدانكه ] رضاى والدين موجب رضاى خداوند است كه هرگاه والدين [ از ] شخص راضى نباشند جميع عمل او باطل است چقدر تأكيد در اين خصوص وارد شده كه عاق پدر و مادر راستكار نباشد ، چون در ظاهر صورت پدر و مادر ولّى النّعم و مربّى اين طفل است هرگاه شكر اينها را نكند و قدر نعمت نداند شكر خداوند نكرده و كفران نعمت كرده و از كفران نعمت هرقسم بلا مىآيد .
چون نعماى الهى متعدّد است هركس قدر يك نعمت نداند شكر جميع نعمت را ندانسته است و اعظم نعماى الهى ولايت و محبّت آل محمّد
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: حاج محمد تقى جورابچى
ص٦٢