بهقدر چهل نفر از طالش [ به ] اينجا سوار آمده بود . سيد اشرف « 1 » و شريعتمدار گرگانرودى « 2 » رشت آمده بودند . اينها گفته بودند كه « ما شهر را محافظت مىنمائيم . » قزاق روسى كه اينجا بودند ، هرروز بهقدر پنجاه سوار شده از بازار مىگذشتند و مىخواندند .
از هجدهم ذيحجه ، تمام دكان [ و ] كاروانسرا [ ها ] بسته بودند ، و مانع بودند كسى دكان را باز نموده يك ساعت بنشيند يا در كاروانسرا و قيصريه در حجرهى خود باشد . حمل [ و ] نقل هم نبود . چند نفر [ به ] انزلى رفتند ، گمرك را هم تعطيل نمودند . پراخود كه مال روس مىآورد ، حمالها پراخود را خالى نكردند .
تمام كرجىها تعطيل شد كه تردد هم نبود . از اينجا ، قدرى پول جمع كردند فرستادند انزلى كه « حمالها در گمرك نمىروند ، براى آنها خرجى باشد . » صدمهى زياد به جميع تجار و اصناف رسيد . در انزلى هم نمىگذاشتند كسى به گمرك برود .
قونسول روس در اينجا به رعيتهاى خودش گفته بود شما باز كنيد . بعضى آنها باز كردند ؛ [ اما ] از ترس در دكان و حجره نمىماندند ، يك شاگرد گذاشته بودند كه مال بفروشد . قزاق روس هرروز مىآمد . بيرق هم داشتند ، مىخواندند .
سوارهى طالش هم مثل آنها در بازار و اطراف شهر گردش نموده ، شعر مىخواندند .
از همه طرف ، تلگراف مىآمد و در مسجد مىخواندند . روز 27 ذيحجه بود ، خبر دادند در تلگرافخانه جمع شويد . ما هم رفتيم ، در پائين ايستاديم . چند تلگراف خواندند . يك تلگراف هم از تبريز بود كه « ما هم در مسجد شده ، تعطيل نمودهايم . به تهران تلگراف نموديم اولتيماتوم را قبول نكنند . لكن ، صمد خان اطراف شهر را مسدود نموده . » از تبريز هم مراسله مىرسيد كه « قشون روس زياد وارد شده ، در همهجا منزل نمودهاند . كاروانسراها [ را ] اجاره نمودهاند و تصرف در امور مىنمايند . » نگران بوديم لكن ، از شتردار بار حمل كرده بودند به اردبيل ، و عدلهايى كه در خوى بود از راه جلفا مىآوردند .
روز بيست و هفتم ماه بود كه اوضاع به هم خورد . خبر رسيد كه در انزلى دعوا
هامش
( 1 ) . مقصود : « سيد اشرف گرگانرودى شجاع ديوان » است .
( 2 ) . مقصود : « ملا عزيز شريعتمدار گرگانرودى » است .