تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
هم حاكم بود . در تبريز ، آدم‌هاى ستار خان و باقر خان مانع شدند از اجراى حكم حكومت ، [ حاكم ] به تهران خبر داد كه اينها را به تهران بخواهيد . از مجلس حكم شد به تهران بيايند . آنها هم اول نمىرفتند ، بعد از تبريز حركت نمودند « 1 » . به‌قدر دويست سوار نزد آنها مجاهد بود كه با لباس رسمى [ ملبس بودند . ] هر منزل كه مىرسيدند ، [ مردم ] پيشواز مىنمودند . چون همه‌كس اسم اينها را شنيده بود [ ند ] ، مىگفتند چطور آدمى « 2 » هستند . تا اينكه ، به قزوين رسيدند . از تهران وكلا هم چند نفر به قزوين جهت پيشواز آمده بودند . بازار قزوين را بسته ، در بيرون چادر زده پيشواز [ ى ] بسيار غريب نموده بودند كه از قزوين نوشته بودند : « تا حال ، در قزوين اين‌جور پيشواز نشده بود . » به قدر دو هزار سوار در نزد ستار خان بود از اهل همه‌جا در قزوين سه روز مانده ، بعد از آن طرف تهران عازم [ شدند . ] آن پيشواز كه در تهران نموده بودند ، تا كرج در چند جا تشريفات و چادر زده بودند ، شيرينى ، چاى ، [ و ] ميوه [ گذارده ] تمام اهل تهران پيشواز به كسى شده باشد . جهت پادشاه آن تشريفات [ را ] به خرج نداده بودند . تمام وزرا و سفيرها و [ اجزاء ] قونسولخانه‌هاى خارجه پيشواز آمده بودند . يك چادر وكلا زده بودند . هر طبقه از اعيان و تجار [ هم ] چادر زده ، تشريفات و طاق‌بندى و زينت كرده بودند . تمام زن و مرد تهران آن روز پيشواز آمده بودند « 3 » . در عرض راه ، كالسكه‌ى پادشاهى را آورده ، ستار خان [ و ] باقر خان در كالسكه‌ى شاهى نشسته ، صداها به « زنده باد » بلند شد . آن ترقى طالع ايشان كه به عقل هيچ‌كس نمىآيد ، جهت اين دو نفر ميسر شد [ اما ] ، ديگر نتوانستند خود را در آن ترقى اقبال نگاهدارند . اين مسلم است كه ترقى طالع هركس به اندازه‌ى قابليت خودش مىباشد . مثلا ، ترقى تونتاب اين است كه اجاره‌دار حمام شده و اوستاد عمله‌جات حمام شود . اينها كه ترقى نمودند ، آن استقبال و سوار شدن به كالسكه‌ى شاهى ، ديگر از اين زيادتر ترقى نمىشود . يقينا ، شخصى كه در اندك زمانى به اوج رسيد ، زودتر او تنزل مىكند . آن‌قدر زمانى نگذشته بود كه به‌قدر دو سه ماه يا زيادتر در تهران بودند ، به بعضى كارهاى دولتى دخل [ و ] تصرف
هامش
( 1 ) . روز شنبه 7 ربيع الاول 1328 . ر ك : اميرخيزى ، اسماعيل ، همان كتاب ، ص 542 . ( 2 ) . در اصل : آدم . ( 3 ) . جمعه 4 ربيع الثانى 1328 قمرى ، مطابق 25 فروردين 1389 شمسى . ر ك : همان كتاب ، ص 550 .