سال 1328 هجرى قمرى
يفرم خان و رئيس بختيارى بهقدر يك ماه در اردبيل مانده ، امنيت كامل شد .
قدرى از غارتها را گرفتند ، و بعد از طرف آستارا با پراخود [ به ] انزلى آمدند ، از انزلى به رشت آمدند . [ مردم از آنها ] پيشواز هم نمودند . با جمعيت و توپخانه و استعداد از بازار گذشتند . چون ما كار داشتيم ، پيشواز نرفته بوديم . همهى اردو از بازار گذشتند . اسيران شاهسونها را با ارابه « 1 » آورده ، بالاى سبزميدان در كميسرى حبس كردند .
از احوالات رشت : يك روز ، جمعى از اهالى و مجاهد و ميرزا كريم خان تقليد مسخره كه در زمان سابق امير افخم آقا بالا خان به حكومت آمده بود ، تقليد او را آوردند . اول ، در سر پل عراق بهقدر چهل رأس قاطر و چهل شتر قدرى چادر اتاق كهنه [ و ] صندوق يخدان و از اين قبيل چيزها بار نموده ، تدريجا مىآورند به در خانهى حكومت . خبر دادند كه بازار را زينت نمائيد . از ميان بازار ريسمان كشيدند ، بعضى چيزها از ميان آنها آويزان نمودند ؛ حتى ، جاروب و پارهكفش و سبزى . هركس هرچه به دست آمد ، از ميان ريسمان آويزان نمود . مردم بسيار به سر پل عراق رفته و [ از ] تماشاچى ، از زن و مرد ، در ميان كوچه [ و ] بازار ازدحام
هامش
( 1 ) . در اصل : عرابه .