اين [ دولت را ] دولت دارين و سعادت ازل و ابد دانست ، و شمه [ اى ] در خدمت فرو گذاشت نكرد ، و هر چند كه رستم بيك كس به طلب فرستاد نداد . گاه گفت ، نيامدهاند ، و گاه گفت كه چگونه بدهم ، و گاه به تحفه و پيشكش تسكين داد « 1 » ، به همه حال تقصير نكرد تا شش سال در آنجا بود و به دوازده رسيد كه بيرون آمد كه خواهد آمد .
باقى احوال رستم بيك
اين رستم ميرزا [ 556 ] بغايت كريم الطبع بود و به مردم سيورغال زياده از سلاطين ديگر داد . در آخر آيبه سلطان و بعضى امراء از او برگشتند و به احمد بيك بن اغورلو محمد رجوع نمودند . * رستم بيك عاجز شد گريخت ، در آخر گرفتار شد و به قتل آمد در اثنى و تسع مائه ( 902 ) ، مدت پنج سال و نيم سلطنت كرد . « 2 »
احوال احمد بيك بن اغورلو محمد بن حسن بيك
بعد از دفع رستم ميرزا ، احمد بيك به تخت سلطنت قرار گرفت . او را گده احمد گفتند « 3 » ، بنابر آنكه عرض و طول او در قد مساوى بود . در عدالت از همه گذرانيد ، اخراجات حكمى و غير حكمى را مطلقا نگرفت و منع فسوق كرد . در اندك ايام او مملكت معمور و خلايق مسرور گشتند ، و شيخى با او بود نقطه چى اغلى كه مهمات به مشورت او بود . فى الواقع همين شيخ او را به عدالت ترغيب مىكرد ، و خواست كه امراء كبير را دفع كند .
اول ، حسين بيك على خانى دفع شد و آيبه سلطان را به كرمان فرستاد . چون رفت
هامش
( 1 ) . ايضا ، ص 371 ، ( به اختصار ) : كاركيا ميرزا على به صوابديد امير عبد الملك حسينى سيفى كه مطاع پادشاه گيلان بود در حفظ نواب شاهى كوشيده ايلچيان رستم بيك را جواب داد .
( 2 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 442 ، « احمد پادشاه بنابر آن كه انهدام قصر زندگانى رستم بيك را مستلزم استقامت مبانى دولت خود مىپنداشت هم در كنار آب ارس او را به زه كمان از ميان برداشت » .
- قاضى احمد غفارى ، كلمهء « قبض » ( 902 ) را موافق تاريخ قتل او دانسته است .
( ر . ك : تاريخ جهان آرا ، ص 255 )
( 3 ) . احسن التواريخ ، ج 2 ، ص 32 ، « گودجه احمد » .