تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
خميس عرب
خميس عرب چون در آنجا سرست * پدر بر پدر چون سرلشكر است ( a 54 )
سخن بشنو از روزگار خميس * كه وى را چه آمد به نفس نفيس ( a 54 )
خميس از سيه كارى كار خويش * در قلعه را بست و نامد به پيش ( a 54 )
خميس عرب با سپاه از حصار * درآمد به ميدان به صد زينهار ( a 55 )
چو سوى حصار آن دلاور بتاخت * خميس و سپاهش به خلعت نواخت ( a 55 )
شيخ خميس بن سعيد الرستاقى از امراى محلى صحار و نواحى ساحلى عمان در دوره تسلط پرتغالىها بر هرموز و نواحى عمان است . ( ر ك : تاريخ عمان المقتبس من كتاب كشف الغمة الجامع الاخبار الامة ، سرحان بن سعيد الازكوى العمانى ، حققه عبد المجيد حسيب القيسى ، وزاره التراث القومى و الثقافه ، سلطنه عمان ، ص 103 ) صاحب تحفة الاعيان به سيرة اهل عمان او را با عنوان خميس بن سعيد الشقصى الرستاقى . صاحب منهج الطالبين از زعماى عرب ناحيه رستاق در سواحل عمان ناميده است . ( ر ك : تحفة الاعيان به سيرة اهل عمان ، ابى محمد السالمى ، المكتبه اشاعت الاسلام ، دهلى ، بىتا ، ج 2 ، ص 7 ) . خواجه هدايت
عطارد چو ره بر حسابش ببرد * وزارت به خواجه هدايت سپرد ( b 36 )
خواجه هدايت : از ديوانيان عصر صفوى است . اسكندر بيگ منشى او را وزير امير غيب سلطان دانسته و از طايفه تاجيك شمرده است ( اسكندر بيگ منشى ، پيشين ، ص 261 ) . « خواجه هدايت الله كه وزير امير غيب سلطان بود و در ميان تاجيكيه اناقه ابلغ به او عنايت شده است . » خوارج در وصف نبردهاى سخت عليه پرتغالىها در جنگنامهء كشم سخن از خوارج به ميان آمده :