تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
من به جفاى فلك و چرخ پير * مانده به صحراى جدايى اسير هر كه جدا ماند ز كوى حبيب * در همه‌جا هست اسير و غريب غمزده و بىسروسامان بود * وز الم هجر پريشان بود در غم اين گلبن رضوان اثر * لاله صفت داغ غمم بر جگر اى گل مشكين به نواى عجيب * ترك وصال تو كند عندليب شوق تواش سوخت به داغ جگر [ 42 الف ] * تا دگرش هجر چه آرد به‌سر روز جدايى كه خرابم ز تو * كافرم از روى بتابم ز تو گر ز توام دور كند بخت بد * مهر توام باز كشد سوى خود

بيان بعضى از كرامات و خوارق عادات شيخ ولايت مآب

اگر چه خوارق عادات و ظهور كرامات آن بزرگوار زياده از آنست كه قلم حقايق رقم از عهدهء تحرير آن بيرون تواند آمد ليكن اين صحيفه را به ذكر مجملى از آن تيمنا و تبركا مذيل ميسازد تا بينادلان ازمنه و آيندگان دهور مستقبله كه شرف حضور نيافته‌اند فى الجمله معرفتى به حال ولايت و كرامت آن قدسى مرتبت حاصل كرده در تحصيل گوهر مرادات و تفتيح ابواب فيوضات به قدم صدق مجاورت مزار كثير الفتوحات اختيار نمايند و ملازمت بقعهء سپهر قبّه را واجب و لازم شمرند . و هرگاه گوهر مقصود در كف تمناشان قرار گيرد و باب فتوح بر