راه است در سه ماهه راه و يك ماهه راه را دويست و پنجاه فرسنگ قرار دادهاند كه از اين قرار طول و عرض آن ملك هفتصد و پنجاه هزار فرسخ بوده باشد و سيصد شهر در زمين چين است و در كتاب هفت اقليم مسطور است كه از ابنيهء چين بن نوح بن يافث بن نوح است .
[ حاشيهء 216 ب ] . . . . « 1 » و بعضى از حكماء در باب مسافت زمين هند در مؤلفات خود ذكر نمودهاند كه چهار ماهه راه در چهار ماهه راه است و يك ماهه راه را دويست و پنجاه فرسخ قرار دادهاند كه از آن قرار يك هزار هزار فرسخ زمين هند باشد .
[ حاشيهء 217 ب ] . . . . « 2 » صاحب « نزهة القلوب » آورده كه هرات در عصر سلاطين غور به مرتبهاى آبادان و معمور بود كه دوازده هزار دكان و ششهزار حمام و كاروانسرا و طاحونه بود و سيصد و پنجاه مدرسه و خانقاه و شش آشخانه داشت و در و چهار صد و چهل هزار سراى مردم نشين بود و در زمان پادشاه مغفرت انتما سلطان حسين ميرزا بايقرا آن جمعيت و معمورى [ حاشيهء 218 الف ] به سر حد كمال رسيده از آن جمله در اندرون شهر يك حرفت خبازى به مرتبهاى بود كه به قول روات ثقات هر روزى موازى بيست و يك خروار تخمه به روى نان مىكردند و يازده هزار طالب العلم موظف بودهاند . گويا اين نظم را در آن زمان گفتهاند ، قطعه
گر كسى پرسد ز تو كز شهرها بهتر كدام * گر جواب راست خواهى گفت گو او راهرى
اين جهان را همچو در يادان خراسان چون صدف * در ميان آن صدف شهر هرى چون گوهرى
[ حاشيهء 219 ب ] . . « 3 » و مجاوران دار المؤمنين قم از قديم الايام شيعهء فطرى بودهاند .
هامش
( 1 ) - در ابتداى شرح مربوط هندوستان اضافه شده است پس از جملهء « مملكتى است در غايت عرض و طول » .
( 2 ) - در انتهاى مطلب مربوط به هرات اضافه شده است .
( 3 ) - در انتهاى مطلب مربوط به قم اضافه شده است .