فصل اول
بدان اى عزيز كه افضل مورخين بلاغت شعار و اكمل دانشمندان فصاحت دثار خواجه غياث الدين محمد بن خواجه همام الدين محمد بن خواجه جلال الدين بن خواجه برهان الدين محمد شيرازى المشتهر به خواند امير در خاتمهء كتاب افادت اثر « حبيب السير » مرقوم كلك وقايعنگار گردانيدهاند كه حكماء دقيقه شناس و فضلاء خرد اقتباس بر اين معنى اتفاق دارند كه از مشرق تا مغرب و از بحر و بر معموره و خرابى يك صد و پنجاه و چهار هزار فرسخ است . و از آن جمله پنجاه و يك هزار فرسخ مسكن غولان [ 214 الف ] و پريان و درندگان ، و چهل و ششهزار فرسخ درياى عمان ، و پنجاه و سه هزار فرسخ معمورهء عالم است ، از آن جمله دوازده هزار فرسخ زمين هندوستان ، و ششهزار فرسخ زمين روم ، و چهار هزار فرسخ زمين حد چين ، و سه هزار فرسخ زمين سقلاب و سنجاب ، و يك هزار فرسخ زمين زنگبار ، و چهار هزار فرسخ زمين حبشه و كليمكوشان ، و پنج هزار فرسخ زمين يأجوج و مأجوج ، و هزار فرسخ است كه قدم آدم عليه السلام بر آن جا نرسيده ، و هفت هزار فرسخ قاف تا قاف است ، و يك هزار فرسخ زمين معادن ياقوت احمر و اصفر ، و دو هزار فرسخ زمين ولايت اسلام است از حد شام و فارس و خراسان و مازندران و گيلان و آذربايجان . . . . .
[ حاشيهء 215 الف ] . . . « 1 » در « صور الاقاليم » و « مسالك الممالك » مسطور است كه جملهء ربع مسكون صد ساله راهست ، چنانچه همه وقت در سفر باشد به قدر طاقت و آن قدر شراب و طعام كه قاعده است به كار دارند و آسايشى كه رسم است بجاى آورند و از آن جمله هشتاد ساله راه به مرور دهور و سبب طوفانها خراب گشته و آب گرفته و بيست ساله راه مانده و از اين بيست ساله راه چهارده ساله راه هم گم شده ، چه از طرف شمال هفت ساله راه بسبب سردى هوا و جانور نمىتواند بود و از طرف جنوب هفت ساله راه به واسطهء گرمى ذى حيات نمىتواند زيست ، پس شش ساله راه مانده ، و اينقدر زمين را هفت اقليم خوانند .
[ حاشيهء 216 الف ] . . . « 2 » و در بعضى از كتب حكما مسطور است كه ولايت چين چهار ماهه
هامش
( 1 ) - در انتهاى مقدمهء فصل اول افزوده شده است .
( 2 ) - در انتهاى اقليم اول اضافه شده است .