تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 813

مساهمون:

ص٨١٣
بيست و هشتم شهر رمضان المبارك سنهء ست و ثمانين و الف [ 209 ب ] اين خفتهء خواب غفلت سر بر بالين راحت نهاده تن بر بستر استراحت در داد . ناگهان در پردهء خواب سعادت احتجاب كه خلوتخانهء غيب عبارت از آن است مرتفع شده مشاهده نمود كه افتادهء دست آزماى روزگار در گوى افتاده و چندان كه سعى مىكند قيام نمىتواند نمود . ناگاه ، نظم :
چنين در خواب خوش ديدم جمال ساقى كوثر * على بن ابو طالب امير المؤمنين حيدر
كه آن جاىگاه را به نور طلعت جهان افروز روشن گردانيد و از روى مرحمت و توجه به جانب دست راست اين خاكسار نموده بهر دو دست مبارك خيبر - گشا كمر اين افتاده را گرفته از آن گوى بيرون آورده بر زمين هموار گذاشت ، شعر :
برحمت چارهء بيچارگان شد * [ 210 الف ] مراد خاطر آوارگان شد ز رويش گشت چشم بخت پر نور * ز خويش خاظر غمناك مسرور نمود ابر كفش گوهر فشانى * نضارت يافت گلزار معانى
على الصباح كه به فرمان خالق الاصباح حسن جهان آراى خورشيد تابان عالم را نورانى ساخت اين ضعيف شكر و سپاس آفريدگار آسمان و زمين بجاى آورده روى مسكنت بر خاك گذاشته زبان به اداى حمد و سپاس حضرت رب العباد گشاد و همت بر سرانجام حركت مصروف گردانيده در روز شنبه هفتم رمضان المبارك سنهء سبع و ثمانين و الف به اميد بسيار كه شايد از نسيم عنايت ملك متعال شجرهء آمال اين حسرت‌زده به ثمرهء مطلب بارور و شاداب گردد از حيدرآباد عنان عزيمت به جانب دهلى معطوف گردانيد و از محنت راه بيدارى سحرگاه نينديشيده صحرا و بيابان با خاطر فرحناك و دل شادان به اميد وصال تمنى [ 210 ب ] قطع مىكرد ،