تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
بود . خلاص را منع نموده متقاعد شدند . مغولان از يكديگر وداع شده بر خلاص هم ظاهر شد كه چهل پنجاه جام راه از هر طرف مانده . دست از هليسه‌زدن كشيده همگى با تن برهنه و لب تشنه ديده پر آب و جگر كباب منتظر قدوم بهجت لزوم قابض ارواح نشسته مشغول به ادعيهء مأثوره يكى به قرينهء مقام اقتدا به حضرت يونس على نبينا و عليه السلم نموده كلمهء طيبه « يا لا إله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين » را ورد خود ساخته . ديگرى از حرارت آفتاب در مقام خطاب يا رب الارباب به عبارت « الهى انا لااطيق حرّ سمك فكيف اطيق حر نارك » پرداخته يكى از جهله با دعواى فضل مشتق از فضله به زبان بىزبانى از غايت جهل و نادانى اقتدا به صائبا نموده اين بيت كه بيت :
مىتواند كشت ما را قطره‌اى سيراب كرد * اينقدر استادگىاى ابر دريا دل چرا
ادا مىفرمود . ديگرى با ديدهء اشكبار از روى عجز و انكسار با سكينه و وقار اين شعر آبدار كه ، شعر :
ميتوانى كه دهى [ 206 الف ] اشك مرا حسن قبول * اى كه در ساخته‌اى قطرهء بارانى را
القا مىنمود كه ناگاه وقت ظهر بحر مواج رحمت نامتناهى الهى به تلاطم در آمده بىتحريك نسيم جهازى را كه بعد از تشخيص محسنى بود از دور نمودار گردانيد . سنبك را به طرف جهاز مزبور گردانيدند . سه كهرى از روز باقى مانده به كشتى رسيدند . مردم جهاز خصوصا ناوخدا سيادت و نجابت پناه هدايت و نقابت دستگاه محبوب القلوبى مستغنى - الاوصافى امير نظام الدين احمد جهانشاهى داماد مرحومى حاجى زاهد بيك مهربانىها نموده آنچه لازمهء اشفاق بود به عمل آورد ، اميد كه حق جل و علا به مقتضاى وعدهء « من جاء بالحسنة فله عشر امثالها » او را
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 808 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى