تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 807

مساهمون:

ص٨٠٧
و انا اليه راجعون اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئك هم المفلحون » . اين سنبك عبارت است از پاره تخته‌اى شش در دو ذرع به شكل اهليلجى . يكصد و پنجاه نفر [ 205 الف ] درين قدر مكان جمع آمده ، نى مردم را آبى و نانى و نى سنبك را افزارى و بادبانى . از تفضلات الهى آنكه دهشت آتش برداشتن آب را چندان از خاطر معلم محو نموده و هوا را چنان دهن گردانيده كه اگر نه چنين بودى و به قدر آه سوختگان و مردم چشم دردمندان آب خوردن و باد بودى هر آينه در دم اول خاك همگى به باد فنا رفتى . كريما اين چه بود و اين چيست و به غير تو قهار و رحيم كيست ؟ بىتوجهى ياران و برادران به يكديگر هنگام ريزاريز نمونهء روز رستاخيز و آيهء وافى هدايهء
« يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ »
به گوش برنا و پير و عطش و عريانى مردان و زنان آيهء كريمهء
« يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ »
به سمع صغير و كبير مىخواند آن روز و آن شب به صد هزار تشويش و تعب بر سر دو پا بسر برده چون صبح دميد كپيتان نمود كه اگر ياران نجات خود را خواسته باشند بايد جمعى را به آب انداخت تا سنبك سبك شود . چون حرف زدن مورث فتنهء عظيم بود و هيچكس را اميد نجات نبود دم در كشيده جبرا قهرا قريب بيست كس را از مغول و غيره به دريا انداخته آنها در آب غوطه مى - خوردند و ما بر احوال ايشان رشك مىبرديم ، و مطلب ازين حركت آن بود كه اكثر مردم را انداخته مگر دو سه كس از اعزه كه ايشان خود از تشنگى و حرارت هوا [ 205 ب ] خواهند رفت به فرنگ فهمانيدند كه اگر الحال ارادهء حركتى داشته باشى همگى غرق خواهند شد و اگر امروز هم صبر كنيد هيچكس ازين مردم به صباح نخواهند رسيد . فى الواقع فرنگ پرمجد نبود ، نهايت خلاص از راه عداوت دينى ترغيب او مىنمودند و خود مىداست كه هيچكس را نجات نخواهد