قدير برحمتك يا ارحم الراحمين » .
چون تباشير صبح از افق بخت سعيد طالع شد و انوار بهجت آثار مسرت و استبشار بر بشرهء روزگار ساطع گشت آن عالم فاضل موفق كه موكلان خواب او و ساير اصحاب را كشانكشان به عالم مثال برده بودند از خواب در آمد و رفقا را كه از شراب خواب بيهوش افتاده بودند به هوش آورد و آنچه در واقعه ديده و شنيده بود به دستورى كه تحرير يافته بيان فرمود . همگى سجدهء واهب حقيقى بجاى آورده به اميدوارى تمام به منازل خود مراجعت نموديم . بعد از روزى چند فقير به عزم طواف عتبهء عليهء جابريه روى اميد به دشت كربلا گذاشت [ 184 ب ] و بعد از وصول بدان مشهد عطرسا و مرقد جنت آسا روى نياز بر آن خاك پاك سود ، مصراع :
مقبل كسى كه بوسه بر آن آستان دهد
و به زبان مناجات عرض حاجات كرده از روحانيت سيد شهدا عليه التحية و الثنا استدعاى حصول مقاصد نمود ، مثنوى :
هر كه دعا مىكند آنجا رواست * هر چه بخواهد همه بر مدعاست
چون رسى آنجا ز سر افتخار * دست بر آور به دعا زينهار
اشكفشان از مژه بگشاى لب * حاجت خود را ز خدا كن طلب
و از آنجا به دار السلام رفته به شرف طواف روضهء عطر بار و مرقد خلد آثا امام همام هادى طوايف انام ابو ابراهيم موسى الكاظم عليه السلام و امام كرامت نژاد امام محمد التقى الجواد صلوات اللّه و سلامه عليه مشرف گشت و آنگاه به آرزوى آستان بوسى عتبهء كعبه مرتبهء حضرت امام همام مؤيد ابو الحسن على الهادى و حضرت امام ابو محمد حسن الزكى العسكرى عليهما التحية و الثنا متوجه سر من راى شد ، و به توفيق اللّه تعالى در آن مكان متبرك شبى به روز آورد و باز