تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
رضاى [ 181 ب ] خداى بىهمتا سبحانه و تعالى مرارت مهاجرت اوطان بر حلاوت مواصلت احبا و اخلاف اختيار كرده مرتكب اخطار اسفار گردد و در راه نيكو - بندگى درگاه إله جل و علا تلخى تعب و مشقت غربت را به كام همت شيرين ساخته در موافقت هول و خطر از بيم جان و خوف سر نانديشد هر آينه غنايم از عظايم فتوحات دنيوى و كرايم مدخرات مثوبات اخروى فايز گردد ، شعر :
هر كو به گام صدق درين ره روان شود * بر منتهاى همت خود كامران شود
به تخصيص كه قبلهء نيت از صفاء طويت التجا بردن به آستانهء قدس منزلت و عتبهء كعبه مرتبت شاه اوليا و پناه اصفيا امام المشارق و المغارب مظهر العجايب و مظهر الغرايب امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه التحية و الرضوان باشد و به اقدام نياز طواف آن روضهء عرش مطاف به جاى آورد و در آن حريم واجب الاعزاز كه كعبهء اهل راز و سجده‌گاه ارباب نياز است روى اخلاص بر زمين سوده مرادات دارين از حضرت واهب العطايا مسألت نمايد و چون بناء على هذا ذره‌اى از توفيقات ربانى شامل حال اين خاك راه گرديده بود به تاريخ دهم شهر شوال سنهء احدى و ثمانين و الف [ 182 الف ] احرام زيارت كعبهء دين و دنيا اعنى روضهء مطهرهء سلطان سر بر ولايت و امامت بسته زبان به اداى اين مقال گشاد ، نظم :
اميد طواف حرم كوى تو افكند * در وادى غم طايفهء بىسروپا را لبيك زنان بر عرفات سر كويت * صد قافله جان منتظر آواز درا را
و از شهر بصره ، مصراع :
دل به دريا كرد و در كشتى نشست
نظم :
چون آن كشتى ز ساحل بادبان شد * به روى آب همچون بط روان شد