به نظرش در آمد ، بگرفتن آن امر فرمود . فرمانبران چندان كه سعى نمودند نتوانستند گرفت . يزد جرد خود متوجه شده اسب را بگرفت و زين و نمد زين طلب داشته بر پشت اسب گذاشت . خواست كه سوار شود آن اسب لگدى بر سينهاش زده فى الحال طاير روحش از قفس بدن در پرواز آمده به عالم ديگر شتافت .
معماران و بنايان كه به عمارت يزد مشغول بودند چون اين خبر شنيدند دست از شغل خود كشيده عمارات ناتمام ماند .
و چون ولد ارشد يزد جرد كه به بهرام گور اشتهار داشت به پادشاهى نشست يزد را به اقطاع شاهزاده يزدجرد خلف خود كه او را يزدگرد اصغر مىگفتند عنايت نمود . شاهزاده به يزد آمده ساكن گرديد و از تمامى بلاد [ 155 ب ] خانه كوچ و دانشمندان و هنرمندان طلب كرده به سكنى امر فرمود و عماراتى كه ناتمام مانده بود به اتمام رسانيده باغات و بساتين سبز و خرم گردانيد و قريهء يزدآباد و دهاباد و بادينآباد كه به بهادينآباد مشهور گشته احداث فرمود و چون در صدر اين مقاله مجملى از احوال شاهزاده و عمارات او درين بلاد گزارش « 1 » يافته درين مقام به همينقدر اكتفا شد .
بر ضمير منير واقفان سير و آثار و طالبان قصص و اخبار مستور نماند كه هر يك از پادشاهان عجم كه بر سرير سلطنت قرار گرفتهاند در آبادانى خطهء بهشت منزلهء يزد غايت سعى فرموده قرى و مزارع احداث كردهاند و از آن جمله آنچه از تواريخ مبسوطه به نظر حقير در آمده بعضى در جلد اول اين مجلد و برخى در صدر اين صحيفه به مقتضاى مقام نگارش يافته الحال مناسب چنان است كه شرحى از آثار پادشاهان زمان اسلام به دستيارى بنان بيان گردد .
بدان اى عزيز كه در وقتى كه رايات اقبال سلطان جلال الدين ملكشاه سلجوقى بلندى گرفته عروس مملكت تركستان و خراسان و آذربايجان در كنار كشيد عنان عزيمت به قصد تسخير [ 156 الف ] عراق انعطاف داد و نخست ايلچى
هامش
( 1 ) - اصل : گذارش