بيدار بيده را احداث نمود ، و عقدار در بيست فرسخى يزد قناتى جارى كرده قلعه و ديهى ساخت و آن را به عقدا موسوم نمود ، و ميبدار احداث قصبهء ميبد نمود . و اين محال ثلثه بر كنار درياچهء ساوه واقع گرديد .
در كتب سير مسطور است كه درياچهء ساوه از ساوه تا همدان و تا ده فرسخى يزد بوده و بيان فرو رفتن آب آن در جلد اول اين مجلد مرقوم گشته محتاج به تكرار نيست ، و بندر اين دريا پارگين بوده كه الحال به بارجين مشهور شده .
و در همان زمان [ 146 الف ] يزدگرد اصغر سه محل احداث نمود : اول يزدآباد ، دويم دهاباد ، سيم پادينآباد .
و روايت ثانى كه به صحت رسيده و مفصلا در جلد اول اين مجلد در ضمن احوال ملوك فرس به دستيارى بنان بيان شده و در اين مقام از تكرار چشم پوشيده بيان مىنمايد آنست كه چون نوبت سلطنت ممالك عجم به شاهقباد بن فيروز شاه بن يزدگرد اصغر رسيد حضرت بخشندهء بىمنت جهانبين او را به ديدار دو قرة العين روشنى داد : يكى انوشيروان و ديگرى شاهمؤبد .
شاهمؤبد كه خردتر « 1 » بود او را مرضى صعب عارض شده پهلو بر بستر ناتوانى نهاد و اطبا از معالجه عاجز آمدند . عاقبت الامر شاهقباد حكيمى مرزوق نام از ملك هندوستان طلب فرمود . چون حكيم به مداين رسيد و خواست كه به معالجه بپردازد هواى مداين را با مرض شاهزاده موافق نيافت . به خدمت پادشاه معروض داشت . حسب الامر مقرر گرديد كه حكيم در خدمت شاهزاده به اطراف ولايات طوف نمايد و در هر زمين كه مناسب داند به معالجه بپردازد .
حكيم در خدمت شاهزاده روانه گشت . چون عبور ايشان به زمين ميبد افتاد هوائى كه مىخواست دريافت و در آن جا مقام كرده به معالجه همت گماشت . [ 146 ب ] روز به روز اثر صحت ظاهر مىشد تا در اندك وقتى بالكليه امراض از وجود شاهزاده زايل گشته صحت كامل روى نمود . بعد از آن شاهزاده از والد عاليجاه
هامش
( 1 ) - اصل : خوردتر