منزلهء يزد تا سنهء اربع و ثمانين و الف هجريه كه مؤلف اين اوراق پريشان از بلاد هندسيه روزگار مراجعت نموده متوجه حيدرآباد عدالت بنياد بود و چند روزى به جهت آسايش در برهانپور رحل اقامت گسترده و به جهت رفع كدورت و اندوه خود را به نوشتن اين مزخرفات مشغول مىنمود يكهزار و نهصد و هشتاد و چهار سال مىشود ، و العلم عند اللّه .
و اجراى قنات نرسوباد در زمان [ 139 ب ] سلطان علاء الدوله كالنجار بوده .
مجمل آن مفصل آنكه در شهور سنهء اربع و خسمائه كه سلطان علاء الدوله از دار - السلطنهء اصفهان كه مقر سلطنت آباى او بود به يزد آمده آنجا را دار العباده نام نهاد و در مقام آبادانى محل مزبور در آمد . سپاه سالار آن پادشاه عدالت آيين كيانرسو نام در سر ريگ مدرسهاى عمارت نمود و قنات نرسوباد را جارى نمود و در پائين كثنويه و شهر طرح محلات و بيوتات و باغات انداخت و باغستان و كشخوان دهاباد و نرسوباد به يكديگر اتصال يافت و در كمال معمورى رسيد . تا در سنهء ستين و ثمانمائه به سبب ورود سيل باغات و كشخوان تمام خراب گرديد و مجاوران آن متفرق شدند ، مگر جمعى از سادات كه همچنان در آن محله مقيماند و به كسب شعر بافى مشغول .
كثنويه
تاريخ بناى آن محل و اسم بانى معلوم راقم حروف نگشته ليكن چون ساكنان آن موضع از اهل صلاحاند و بر يكديگر تغلب و تسلط و زيادتى جايز ندارند و پيوسته به طاعت و عبادت گذرانند حق تعالى بر مال و حاصل ايشان بركت فرموده و همگى مرفه الحالاند و به خيرات مايل و راغب . و توفيق آثار حاجى معز الدين محمد كه اباعن جد [ 140 الف ] به امر ريش سفيدى آن محل قيام داشتهاند [ و از ] اعزهء آن موضع است در سنهء احدى و ثمانين و الف حسينيهاى در غايت خوبى و مصنعهاى در كمال نيكويى ساخته و الحق آب آن در نهايت سردى و گوارندگى است ، چنانچه