از طرف مهريجرد قناتى حفر نموده و مياه آن را به فهرج آورده از مزار شهدا جارى ساخت . و به حوالى شهر باغات فردوس قرين و قصور بهشت آذين ترتيب داد و آن موضع را مريم آباد نام نهاد . و دروازهاى در شهر مفتوح ساخته [ 138 ب ] به درب مادر امير مشهور و معروف گشت .
سلغرآباد مشهور به آب شور
در سنهء اربعين و ستمائه چون نوبت سلطنت به سلغرشاه بن محمود شاه بن سلطان قطب الدين رسيد به قرب « درب مادر امير » طرح ديهى انداخته قناتى از طرف چاهوك جارى نموده بدان محل آورد و چون منبع اين آب از زمين شوره است اندكى شورى به هم رسانيده و تمام مردم محلهء مرياباد و يعقوبى و سرسنگ از اين آب فايده مى - يابند و در خانههاى آن مردم اين آب جارى است . در « تاريخ جديد يزد » مذكور و مسطور است كه سلغرشاه قنات مزبور را بر اولاد امجاد خود وقف نموده ، و العلم عند اللّه .
دهاباد و نرسوباد
بر ضماير خورشيد مآثر ارباب فطنت و ارباب و اصحاب خبرت واضح و لايح باشد كه در جلد اول اين نسخ مرقوم كلك وقايع نگار گرديده كه در زمانى كه اسكندر رومى اطراف و اكناف عالم را به حيطهء ضبط و تصرف در آورد و پادشاهزادگان ايران را در قيد اسار آورده از دار الملك فارس متوجه ولايات خراسان بود چون به زمين يزد رسيد صحرايى ملاحظه نمود در غايت اعتدال هوا و از هر طرف سى فرسخ از آبادانى دور و از روى دلايل [ 139 الف ] معلوم نمود كه در اين مكان موافقت و يگانگى امكان ندارد به جهت محبس شاهزادگان قلعه ساخته در ميان قلعه چاهى حفر نمود و در اندرون چاه گنبدى ترتيب داده آن جماعت را در آن جا موقوف داشت و آن موضع را « كثه » نام نهاد و جمعى را به محافظت امر فرمود و قناة دهاباد را جارى ساخته برخى را به زراعت و عمارت مقرر گردانيد .
و بنابرآنكه مقصود بانى از عمارت آن بلده سبب باز داشتن اكابر و اشراف بود غريب و بومى را اين خاك دامنگير آيد و ساكنان آنجا را پيوسته غم و اندوهى باشد از « تاريخ اسكندرى » چنان معلوم و مستفاد مىگردد كه از بناى خطهء بهشت