تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
فرافتر را كه با هم هم‌كيش بودند طلب كرده درين باب حكايت در ميان آوردند . آن بد دينان كه از دانش مايه و از سعادت پيرايه نداشتند به قدم اطاعت و اذعان پيش نيامدند و طريق طغيان و عصيان سپرده گفتند كه ما از دين آباء و اجداد دست باز نداشته اين طايفهء قليل را نيز نگذاريم كه از ديار ما به سلامت بيرون روند . و با يكديگر عهد و پيمان در ميان آورده چون روز به آخر رسيد و چهرهء روزگار مانند روى هندوان تيره و دل بىدينان سياه شدن گرفت پاى جهالت از طريق ضلالت فراتر نهادند و دست جسارت از آستين بىباكى بر آورده شبيخون بر سپاه اسلام آورده به تيغ بى رحمى اكثرى را بىجان ساختند وحشى كه جوانى بود به غايت متهور و دلاور پندار پهلوانى در دماغ و بعد از واقعهء احد و قتل سيد شهدا امير حمزة بن عبد المطلب بن عبد مناف ربقهء اطاعت اسلام در گردن انداخته بسيارى از معارك با كفار مقابله و مقاتله نموده بود درين معركه در ميان لشكر اسلام بود . گرزى كه كوه البرز از تاب زخمش بلرزيدى در چنگ گرفته آهنگ جنگ كرد و در آن معركه كارى كرد كه كارنامهء رستم و اسفنديار را در روزگار خوار كرد و آن شب به اين انواع به پايان رسيده چندانكه عنقاى سحر در افق شرق به پرواز آمد و بال نور - گستر خويش به اطراف بگسترد ، شعر :
فلك تيغ كين از ميان بر كشيد * شب تيره دامن ازو در كشيد
گبران هجوم آوردند و با شمشيرهاى آخته به مسلمانان حمله كردند . لشكر اسلام نيز در جوش و خروش در آمده دست به انداختن تير گشادند ، شعر :
زهر تير كز شست پرواز كرد * تنى را زپيوند جان باز كرد
آخر الامر تمامى مسلمانان در آن معركهء هولناك به عزّ شهادت سر افراز گشتند و خويطب بن هانى خواهر زادهء اسد اللّه الغالب على بن ابى طالب عليه السلام و عبد اللّه تميمى صاحب ولايت آن حضرت و وحشى از جملهء قتيلان بودند . زنان و فرزندان
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 635 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى