تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧

سلطان زرنديان

آن‌چه از السنه و افواه معلوم گشته آن است كه جمعى از مردم زرند كه از جملهء توابع پارس است به خلدآباد يزد آمده مقيم گشتند و به امر زراعت اشتغال نمودند و در همين مقام كه امروز مدفن ايشان است كشخوانى بود رعاياى مرياباد خربزه زرع كرده حراست و نگاهبانى آن را در عهدهء ايشان كردند . به حسب اتفاق شبى درويشى بدانجا رسيد و خربزه طلب نمود . ايشان از روى طوع و رغبت از زمينى كه متعلق و مخصوص خودشان بود خربزه‌اى چند چيده به خدمت درويش آوردند . درويش دعائى كه مشتمل بر خير و بركت دنيوى و علو درجات و مراتب اخروى بود كرده غايب گشت . حالى بر آن جماعت دست داده دست از شغل دنيوى كوتاه كردند و به عبادت قادر مختار پرداختند . بعد از اندك روزى از لباس حيات عارى گشته به جنات نعيم شتافتند و در مقابر مرياباد كه الحال مدفن ايشان و معبد صالحين و محل استجابت دعاى مؤمنين است مدفون گشتند . [ 92 ب ] متوطنين يزد در هر روز شنبه به زيارت قبور ايشان رفته حاجات و ملتمسات از حضرت مجيب الدعوات مسئلت نموده به اجابت مقرون مىگردد و هر كه ارادهء كارى دارد دو ركعت نماز در مسجدى كه متصل قبور منوره ايشانست گذاشته بعد از فراغ از نماز گوش راست بر زمين مىگذارد ، اگر آن مهم خوبست و مطلب آن شخص حاصل خواهد شد صدايى از عالم غيب به گوش او مىرسد و به مطلب رسيدن خود متيقن مىگردد .

حاجى صدر الدين المدفون به باغ كمال

در مبادى حال حاجى صدر الدين به علوم ظاهرى اشتغال داشت و به زيارت بيت اللّه الحرام شتافت . بعد از مراجعت از سفر حجاز و يثرب و قدس خليل شروع در تصوف كرده مهارت بسيار در علم هيأت بهمرسانيد . در آن حال جذبه به او رسيده از مردمان كناره نمود و به طرف مهريجرد رفته در كوه « خورميز » مقيم گشت . امير - يوسف خليل حاكم يزد به خدمت او شتافت و چهار طاقى به جهت سكنى او بنا فرمود .