( 2 )
( وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً )
: ( و آنچه را كه از ناحيهء پروردگارت به تو وحى مىشود پيروى كن ، همانا كه خدا به آنچه مىكنيد آگاه است )
( اتّباع ) يعنى پيروى و اجراء عملى .
خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد هر چه از ناحيهء پروردگارت به تو وحى مىشود ، پيروى كن ، لكن به قرينه سياق استفاده مىشود كه منظور همين وحى خاص در مورد عدم اطاعت از كفّار و منافقين است و به همين دليل هم در آخر فرمود : خدا نسبت به آنچه انجام مىدهيد باخبر و آگاه است .
( 3 )
( وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا )
: ( و بر خدا توكّل و اعتماد نما كه خدا براى توكّل كافى است )
اين آيه نيز در عين كليّت و اطلاق با توجه به سياق ، دلالت مىكند بر امر توكّل به خدا در خصوص عمل به امر خدا و وحى او و همچنين استفاده مىشود كه امر مزبور مطلب مهمّى است كه از نظر اسباب ظاهرى با محذور مواجه مىشود ، بطوريكه هر فردى از آن دچار وحشت و نگرانى مىگردد جز آنكس كه به خداى سبحان كه مالك و مسبّب همه اسباب است توكّل كند ، چون او تنها سببى است كه هيچ سببى بر او غالب نمىشود و لذا براى امر توكّل فقط خدا كفايت مىكند .
( 4 )
( ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَ ما جَعَلَ أَزْواجَكُمُ اللَّائِي تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِكُمْ وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ )
: ( خداوند براى هيچ فردى دو قلب در درونش قرار نداده ، خداوند همسرانى را كه ظهار مىكنيد ، مادر شما نكرده ، و پسر خواندههايتان را پسرتان قرار نداده ، اين سخنانى است كه شما به زبان مىگوييد ولى خدا حق مىگويد و به سوى راه هدايت مىكند )
( ظهار ) يعنى اينكه كسى به همسرش بگويد پشت تو چون پشت مادرم است و با اين سخن او را بر خود حرام كند .