در اين آيه حسن تدبير الهى نسبت به موجودات زنده تذكّر داده شده است . كه چگونه خداوند ابرهاى حامل باران را به جانب سرزمينهاى باير و خشك مىراند و با بارش باران و رويش نباتات ، تغذيه انسان و چهارپايان تأمين مىشود و در اين امر مقاصد حياتى آنها مورد نظر بوده است .
و آنگاه در مقام توبيخ و تنبيه مىفرمايد : چرا اين آيات را نمىبينند ؟ چون اگر با نظر دقّت در آنها مىنگريستند هر آينه متذكّر و متنبّه مىشدند .
( 28 )
( وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْفَتْحُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ )
: ( و مىگويند : اگر راست مىگوييد اين پيروزى موعودتان چه زمانى مىرسد )
( 29 )
( قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمانُهُمْ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ )
: ( بگو روز پيروزى ، كافران را ايمان آوردنشان سودى ندهد و ايشان مهلت داده نمىشوند )
( 30 )
( فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ انْتَظِرْ إِنَّهُمْ مُنْتَظِرُونَ )
: ( پس از آنها روى بگردان و منتظر باش كه آنها نيز منتظرند )
( فتح ) يعنى برداشتن قفل و حلّ اشكال ، كه در اينجا منظر فتح دنيوى و پيروزى موعودى است كه مسلمانان آن را در نظر داشتند كه احتمالا بر فتح جنگ بدر « 1 » يا فتح مكّه و يا فتح نهايى در آخر الزّمان منطبق است . اما با توجّه به قرينهء آيه بعدى احتمالا مراد همان قضاى نهايى ما بين رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و امّت او در آخر الزّمان است .
به هر جهت مشركان با تمسخر و تعجيز مىگفتند : اگر راست مىگوييد پس كو آن وعدهء فتح شما ؟ چرا محقّق نمىشود ؟ و خداوند به رسول خود دستور مىدهد كه در جواب آنها بگويد روز فتح روزى است كه كفّار در آن روز مجبور به ايمان مىشوند ، اما آن ايمان سودى به حالشان ندارد و ابدا به آنها مهلتى داده نمىشود پس چرا دربارهء وقوع آن عجله مىكنيد ؟ چون اين امر قطعى و حتمى است كه به هلاكت شما منجر مىشود . و آنگاه خداوند خطاب به رسول خود صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : از اين كفّار اعراض كن و منتظر فتح نهايى باش همچنان كه آنها نيز منتظر فتح خود ، يعنى مردن يا كشته شدن رسول خدا و به نتيجه نرسيدن دعوت حقهء او بودند ، يعنى مطمئن باش كه خدا حق را بر باطل غلبه مىدهد و وعده خود را محقّق مىسازد .
هامش
( 1 ) . تفسير كشاف ، ج 3 .