فرشتهاى از جانب پروردگار دريافت مىكند .
و مجموع اين آيه و آيهء سابق افاده مىكند كه امرى كه مانع از ايمان مردم به رسالت پيامبر است ، اين است كه مىپندارند رسالت بشر از ناحيهء خدا محال است ، امّا مقتضاى زندگى زمينى از يك سو و عنايت الهى نسبت به هدايت بندگانش از سوى ديگر اقتضاء مىكند كه خداوند فرستادهاى از جنس فرشتگان را به سوى بعضى از افراد بشر ( انبياء ) گسيل بدارد و پيامهاى خود را به آنها ابلاغ كند و اين امر بقدرى ضرورى و لازم است كه حتّى اگر فرضا ملائكه هم ساكن زمين مىشدند باز خداوند يك افرادى را به عنوان رسول از ميان آنها برمىگزيد و به وسيله فرشتگان آسمانى به آنها وحى مىفرستاد .
( 96 )
( قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً )
: ( بگو خدا براى شهادت ميان من و شما كفايت مىكند ، همانا او به احوال بندگانش آگاه و بينا است ) بعد از آنكه احتجاج مزبور را پايان داد و بر معجزه بودن قرآن تحدّى نمود ولى آنها همچنان بر كفر و انكار خود پافشارى كردند ، اينك به رسول گرامى خود دستور مىدهد كه امر را به گواهى خدا واگذار نمايد ، چون او مرجع امور بندگان و يگانه مالك امر است و نسبت به اعمال رسول خود و آن مشركان آگاه و شاهد است و مىداند كه پيامبرش رسالت او را ابلاغ نموده و دعوت و احتجاج را به نهايت رسانده و عذرى باقى نگذاشته ، امّا آن كفار نشنيدند و حجّت برايشان تمام شد ، و همچنان استكبار و عناد به خرج دادند ، در واقع بازگشت كلام به اين است كه اى رسول ما ! دست از محاجّه و مجادله بردار و امر را به خدا واگذار نما تا او هرطور مىخواهد ميان تو و ايشان حكم نمايد ، زيرا او نسبت به احوال شما آگاه و بصير است .
( 97 )
( وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِهِ وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعِيراً )
: ( و هر كس خدا او را هدايت كند ، او به حقيقت هدايت يافته و هر كه را گمراه كند ديگر جز خدا برايشان دوست و سرپرستى نخواهى يافت و آنها را روز قيامت به رو افتاده و كور و گنگ و كر محشور مىكنيم و جايگاهشان جهنّم است و هر گاه آتش آن