اما ساحران به جهت شجاعت و قدرتى كه از ايمانشان نشأت مىگرفت ، به فرعون گفتند : ما از اين عذابى كه ما را به آن تهديد مىكنى نمىترسيم و اين تهديد ضررى به حال ما ندارد ، چون ما در نهايت بسوى پروردگارمان باز مىگرديم و اين نهايت آرزوى ماست و بهترين رجوع ممكن است ، و ما نه تنها از كشته شدن باكى نداريم ، بلكه مشتاق آن نيز هستيم چون ما اميدواريم كه پروردگارمان خطاهاى ما را بيامرزد ، براى اينكه ما اوّلين كسى هستيم كه به موسى و هارون ، كه فرستادگان پروردگارمان هستند ، ايمان آورديم ، چون فتح باب در هر امر خيرى اثرى از خيرات دارد كه آشكار و واضح است ، لذا اگر خداى متعال قرار باشد مؤمنين را با رحمت و مغفرت خود بيامرزد ، قطعا در اين امر اوّلين كسانى را كه ايمان آوردهاند ، وانمىگذارد و آنها را خواهد آمرزيد .
( 52 )
( وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ )
: ( به موسى وحى كرديم كه بندگانم را شبانه حركت بده ، كه آنها شما را تعقيب مىكنند )
در اينجا قسمت دوم ماجراى موسى عليه السّلام و فرعون شروع مىشود .
خداوند به موسى دستور مىدهد كه بنى اسرائيل را شبانه حركت دهد تا آل فرعون به دنبال آنها راه بيافتند و در اين امر براى مؤمنان فرج و گشايشى هست زيرا اين تعقيب به غرق شدن آنها مىانجامد .
( 53 )
( فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ )
: ( فرعون مأموران جمعآورى را به شهرها فرستاد )
( 54 )
( إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ )
: ( همانا اينان گروهى اندك هستند )
( 55 )
( وَ إِنَّهُمْ لَنا لَغائِظُونَ )
: ( كه موجب خشم ما شدهاند )
( 56 )
( وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ )
: ( و ما همگى آمادهء كارزاريم )
( 57 )
( فَأَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ )
: ( پس آنها را از باغها و چشمهها بيرون كرديم )
( 58 )
( وَ كُنُوزٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ )
: ( و از گنجها و جايگاههاى خوبشان )