( 98 ) ( قال هذا رحمه من ربى فاذا جاء وعد ربى جعله دكاء وكان وعد ربى حقا ) : ( گفت : اين رحمتى از جانب پروردگار من است و چون وعدهء پروردگارم بيايد آن را هموار سازد و وعدهء پرورگارم درست و به حق است ) . در آخر ذوالقرنيين « 1 » مى گويد : اين سد رحمتى از جانب پروردگار من است كه نعمتى براى شما محسوب مىشود و شما را از شر يأجوج ومأجوج ايمن مى سازد ، اما زمانيكه وعدهء الهى بر امر قيامت يا موعد خرابى آن پيش از قيامت « 2 » ، فرا رسد در آنزمان خداوند آن را با زمين هموار و هم سطح مى نمايد و وعدهء پروردگارم به حق است وهرگز در كلمات او خلاف و تخلف راه ندارد . ( بقاياى اين سد هنوز موجود است ) .
( 99 ) ( وتركنا بعضهم يومئذ يموج في بعض ونفخ في الصور فجعلناهم جمعا ) : ( و در آن روز آنها را وامى گذاريم كه چون موج درهم شوند و در صور دميده شود و همه آنها را گرد مى آوريم گردآوريى كامل ) ، اين عبارت از جمله پيشگوييهاى قرآن است كه مى فرمايد در آن زمان كه وعده الهى سربرسد و سد يأجوج و مأجوج با خاك يكسان شود ، مردم از شدت ترس و اضطراب آشفته و درهم مى شوند و مانند موجهاى دريا در هم مى آميزند و نظم و آرامش جاى خود را به هرج و مرج مىدهد و چون براى بار دوم در صور دميده شود ، همهء مردگان از گورها برانگيخته مى شوند وسپس خداوند همه آنها را محشور مى گرداند و هيچ يك از ايشان به حال خود رها نمى شود ، بكله همه مردم در
هامش
( 1 ) در مورد ذوالقرنيين ( صاحب دو شاخ ) روايات عديده و بعضا معارضى نقل شده است كه صحيحترين آنها در كتاب اكمال الدين صفحه 393 از اصبغ بن نباته از امير المؤمنين عليه السلام نقل شده و مى فرمايد : ذوالقرنيين به پيغمبر بوده و نه فرشته ، او مردى بود كه خدا را دوست مى داشت و خدا هم او را دوست مى داشت و خير او را مى خواست ، چون قومش را به سوى حق دعوت كرد ، دو بار سرش را شكافتند كه جاى آن مانند شاخ كوچكى برجسته شده بود و اينك در ميان شما نيز چنين كسى هست ، ( ظاهرا مراد از حضرت خودشان بوده اند كه يك بار بوسيلهء عمر بن عبدود و بار ديگر به وسيله ابن ملجم فرقشان شكافته شد ) .
( 2 ) در سوره انبياء ، آيه 97 ، 96 مى فرمايد : تا روزى كه راه يأجوج ومأجوج باز شود و آنها از هر جانب بلندى و پستى زمين شتابان درآيند و آنگاه و عدهء حق بسيار نزديك شود و چشم كافران از حيرت فرو ماند .