را براى شما بازگو نكنم و رفتن آن ماهى امرى عجيب بود .
( 64 )
( قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً )
: ( گفت : اين همان است كه در جستجويش بوديم و با پيروى از نشانهء قدمهاى خويش بازگشتند ) ، ( بغى ) يعنى طلب كردن و ( ارتداد ) به معناى بازگشتن به نقطهء نخستين است و مراد از ( آثار ) جاى پاهاست و ( قصص ) يعنى دنباله ردّ پا را دنبال كردن و رفتن ، ظاهرا موسى عليه السّلام مىفرمايد : اين جريان كه دربارهء ماهى واقع شد همان علامتى بود كه ما در جستجويش بوديم ، پس از همانجا برگشتند و درست ردّ پاى خود را گرفته و پيش رفتند ، لذا معلوم مىشود موسى عليه السّلام از طريق وحى مأمور بوده كه در محل مجمع البحرين با مشاهدهء علامتى ، آن عالم ربّانى را ملاقات كند و آنحضرت گم شدن ماهى را علامت مزبور دانسته و لذا با دقّت ردّ پاى خود را دنبال كردند و از همان راهى كه آمده بودند ، بازگشتند .
( 65 )
( فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً )
: ( پس بندهاى از بندگان ما را يافتند كه از جانب خود رحمتى به او داده و علمى از نزد خويش به وى آموخته بوديم ) ، همه نعمتها رحمتى از ناحيهء خداست ، امّا بعضى نعمتها در امر رحمت بودنشان ، اسباب عادّى و ظاهرى واسطه است مانند نعمتّهاى مادّى و ظاهرى ، امّا بعضى از آنها بدون واسطه رحمت است ، مثل نعمتهاى باطنى و معنوى از قبيل نبوّت و ولايّت و ساير مقامات آن .
و در اين آيه مراد از
( رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا )
نبوّت است نه ولايت ، چون ولايت مختص به ذات بارى تعاليست و ملائكه در آن دخالت ندارند ، امّا نبوّت از طريق وحى و بواسطهء ملائكه صورت مىگيرد و منظور از ( علم لدّنى ) علمى غير اكتسابى و مختص به اولياء است كه چيزى از قبيل حس و فكر در آن واسطه نيست و در اينجا مقصود از آن ، علم به تأويل احاديث است .
بعضى مفسّران مىگويند آن عالم ربّانى شخص خضر نبى عليه السّلام بوده است كه خدا او را طول عمر بخشيده و تا امروزه هم زنده است و برخى مىگويند آن شخص خضر عليه السّلام نبوده است ، امّا روايات قول اوّل را تأييد مىكنند .